تبليغاتX
اطلا عات عمو مي

ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین؛آسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم

      Yazdan


           BLOGFA.COM

          

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ره چنان رو که رهروان رفتند...

هر كلمه اي كه از لب جاري مي شود :يا مرهمي است كه به زخمي مي رسد ياخنجريست كه
دلي را مي شكافد ويا نسيمي كه درياي احساسات رابه تلاطم در مي اورد.پس قبل از گفتن تامل كنيد
**زبان كه جرم كوچكي دارد *جريمه بزرگي دارد
**روز دادگري ستمگر سختتر است تا روز ستم بر مظلوم
**همنشيني با آدم گرانبار روح را تبدار مي سازد
**گرفتار شدن بدست آدم ديوانه كامل بهتر است تا بدست ديوانه ناقص
**غم بيهوده مخور عاقل! گاهي گوهر هاي گرانبها هم از ارزششان كاسته مي شود
**از حقيقت و منطق پيروي كن اما. خود راي و كار شكن مباش
**احترام كن از كسيكه بدون نيازمندي بتوو احترام نموده
**زهر را به پشتيباني ترياكي كه حاضر داري مخور
**مباش از آن گروه كه ظاهرا شيطان را لعنت مي كنند ولي باطنن از آن پيروي مي كنند
**با دانشمندان از روي جهالت همنشيني مكن*و با جاهلان هم كينه ورزي مكن
**خدا با ما مناقشه مي كند تا بيچاره شويم*آنگاه ما را در درياي رحمت خود فرو مي برد
**هيچ دشمني سر سخت تر از نفس اماره نيست
**همه انسانها ميتوانند در پهلواني قهرماني زورمندي دلاوري پيروز شوند اما:در مقابل دو چيز ضربه پذيرند--
-رفيق بد و 2- زن سليطه
**بهترين صدقه اين است كه كسي را از گمراهي نجات دهي
**بهترين راه شاد بودن اين است كه از غمها دوري كنيم
**بزرگترين در آمد سه چيز مي باشد 1-قناعت 2- قناعت 3- قناعت
**اگر نفس تو سر از فرمان تو باز دارد*تونيز از او اطاعت مكن:
چون (ميكند نان بخيل آيينه دل را سياه=مي خورد خون خود آن گرگي كه بي دندان شود)
**از مردم گريزان باش*همچون از شيري گريزان size=3 ==============================================================
===============================================================
آنقدر درد درون را در دل خود ريختم=تا كه خود با درد هستي سوز خودآميختم
تا جدا ماند من درمن زهر بيگانه اي=ازتو هم اي عشق بي فرجام من بگريختم
برگ زردي بودم و در تند باد حادثات=بر تن هر شاخه بي ريشه اي آويختم
=========================================
با دل روشن در اين ظلمت سرا افتاده ام=نور مهتابم كه در ويرانه ها افتاده ام
سايه پرورد بهشتم از چه گشتم صيد خاك=تيره بختي بين كجا بودم كجا افتاده ام
تا كجا راحت پذيرم*يا كجا يابم بر آرم=برگ خشكم در كف باد صبا افتاده ام
بر من اي صاحبدلان رحمي كه از غمهاي عشق=تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام
===========================================

شمع داني كه دم مرگ به پروانه چه گفت؟=گفت عاشق ديوانه فراموش شوي
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد=گفت طولي نكشد نيز تو خاموش شوي
-------------------------------------------------------------------------------------------
گفته بودم بعد از اين بايد فراموشش كنم=ديدمش از ياد بردم گفته هاي خويش را
**************************************************************
>خوشتر آن باشد كه سر دلبران=گفته آيد در حديث ديگران<

من بر سر عهد عاشقي پابندم=نسبت بگل و سبزه ارادتمندم
اي عشق تورا هميشه سبز ميبينم=هر لحظه تو را خجسته تر مي بينم
در پهنه اسمان غمگين دلم=همراه تو را گشوده پر مي بينم

**بي ثمر ترين روز ما روزيست كه ما نخنديده باشيم
**علم به ما :اميد*ايمان*وعشق مي آموزد.اين نشانه توانايي علم است
>**بزرگترين حربه براي باز كردن درهاي بسته:چهره مصمم و شاد و صميمي است
>**چاپلوسي هم گوينده را فاسد مي كند وهم شنونده را
>**مسلما گوينده ماهر شنونده ماهري نيز مي باشد
>**جمال مرد به فصاحت اوست .نه به تيپ و سبيل كلفتش:
تا مرد سخن نگفته باشد=عيب و هنرش نهفته باشد
**انسان بدون تسلط بر خود نمي تواند فاتح ديگران شود:(رطب خورده منع رطب كي كند)
گنه كرد دربلخ آهنگري==به شوشتر زدند گردن مسگري
**آدم بي كينه كسي است كه هدفي اجتماعي در سر بپروراند
>**انسانهايي كه بديها را از خود دور نمي كنند همچون لجن كشها بو مي گيرند
>**كسانيكه نمي توانند فرصت كافي براي تفريح بيابند:دير يا زود ناگذيرند وقت خود را براي معالجه خود صرف كنند.
>**كسيكه به خودش احترام بگذارد هيچگاه دچار غرور نخواهد شد.
**وقت شناسي به حتي نزديكترين دوستانتان امريست واجب.

دوست انست كه عيب دوست را همچو آينه روبرو گويد==نه با هزار پيچ و خم پشت سر رفته مو به مو گويد
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
**چون ميوه درخت را بخوردي شاخه اش را مشكن.
آسايش دو گيتي :با دوستان مروت و با دشمنان مدارا كردن است.
**صداقت بهترين سياست است.
**جهان به شب تار مي ماند كه هركسي بايد چراغ خود را روشن نمايد.
**عمر بشر از زماني آغاز مي شود كه اختيار سر نوشتش را بدست خود مي گيرد.
**مرد عمل شايد آدم پولداري نباشداما فرد مصممي است كه مي داند بدنبال چيست يا كجا ميرود
**مردان و زنان شجاع فرصت مي آفرينند اماتر سوها و ضعفا منتظر فرصت مي نشينند.

قومي به جد و جهد گرفتند زلف يار = قوم دگر حواله به تقدير مي كنند.

**از مخالفت نهراسيد چرا كه بادبادك زماني بالا ميرود كه با باد مخالف روبرو مي شود.
**مردم اشتباهات كوچك خود را روي هم انباشته مي كنند و از آنها غولي مي سازند و آن را تقدير مينامند.
**كسيكه به اميد شانس نشسته باشد سالهاي قبل مرده است ولي خود خبر ندارد.
**انسان تا حصار اطراف خود را خراب نكند باور نمي كند كه زنداني بوده است.

تا نكني جاي قدم استوار == پاي منه در طلب هيچ كار
----------------------------------------------------
**كسيكه به عقيده شخصي اش پافشاري كند موافقين كمتري خواهد داشت.
**هميشه آفتاب نصيب گياهي مي شود كه سر از خاك بدر اورده باشد :از تو حركت از خدا بركت.
**بدانيد كه اسناد پاره مي شوند اما قول پاره نخواهد شد.پس خواهش ميكنم بقول خود پايبند باشيد.
**بياد داشته باشيد كه طول عمر يعني درازي عمر * اما عرض عمر يعني علم معنوييت فطرت غيرت و.........
**دوست واقعي هر كس عقل اوست و دشمن او جهالتش.
**هيچ تماشايي بهتر از اعمال و افكار خود شخص نمي باشد.
دشمنان با تو بر نمي آيند== گر تو با خويشتن بر امده اي
**چقدر خوبست كه انسان قبل از رقيبش با خودش كشتي بگيرد
**عادتهاي بد و زشت در روح و جسم :اول:مسافر دوم:مهمان و سوم:صاحبخانه مي باشند
**براي اينكه از چاه آب بكشيد بايد از سطل استفاده كنيد نه غربال.سطل گوش شنوا باعمل. وغربال هدر رفتن سخن بزرگان.

توانم آنكه نيازارم اندرون كسي==حسود را چكنم كو زخود به رنج درست؟
**حسودان خيا ل مي كنند اگر پاي همسايه بشكند خود بهتر ميتوانند راه بروند.
تو را تحمل امثال ما ببايد كرد==كه كس نزند بر درخت بي بر سنگ
**مشكلات انسان همانند سگ است اگر فرار كنيم دنبالمان خواهد آمد اما در صورت حمله ما فرار خواهند كرد.
===============================================================
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بخش دوم
==============
**بجز خودمان در دنيا هيچ چيزي عوض نخواهد شد.
اشك وقتي زيباست كه براي عشق باشد.عشق وقتي زيباست كه براي تو باشد.تو وقتي زيبايي كه براي من باشي.و من وقتي زيبايم كه براي هم باشيم.
**فكر بلد همچون درخت بلنديست كه ريشه اش در گلدان تنگ ومحدود قابل پرورش نيست بايد پرورشش داد.
**كاري كه امروز قادر به انجامش هستيد بفردا موكول نكنيد چون امروز همان فرداييست كه ديروز منتظرش بوديد.
**اميد بزندگاني همانقدر با ارزش است چون بال براي پرندگان.
**حقيقتي بالاتر از اين سراغ ندارم كه انسان مي تواند با كار و تلاش و زندگي خوب خود را متعالي سازد.
**براي رسيدن به اهدافتان *كارتان را آغاز كنيد توانايي انجامش بدنبال مي آيد.
**لحظه اي كه همه دست از كار كشيده اند بهتر است تو آغاز كننده باشي.
**انسانها بايد براي رسيدن به خوشيهاي بزرگ از خوشيهاي كوچك صرفنظر كنند.
**از انچه مي ترسيدم بسرم آمد چون :همينكه شما بيادش بوديد مغز همان را عمل كرد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
نصايح
هرگز ذهن خويش را با اين افكار كه :من عوض شدني نيستم*من اينجوري بدنيا اومدم*زندگيم با اين حرفا تغيير نميكنه*و يا وضع
من با ديگران فرق مي كنه آلوده نسازيد.چرا كه :انديشه منفي به نتايج منفي نيز مي انجامد سعي كنيد زندگي را از -
دريچه ديگر ببينيد تا پاسخي جديد و اميد بخش نصيبتان گردد. آره عزيزم براي يه بار هم كه شده غرورت رو بشكن!
=================================================================
**همچون ذره بين همه نيرويتان را در يك نقطه متمركز سازيد تا حريف مشكلاتتان شويد.
**انسان سعادتمند كسي است كه از هر خطايي تجربه اي كسب كند.
**زندگي يعني اوج يعني بالا رفتن از سر بالايي . كسي كه پايين ميآيد زندگي را مي بازددر ضمن-
زندگي قبول مسئوليت است نه فرار از مسئولييت.
**هيچگاه بروز خلاقييتهاي دروني دير نيست هميشه مي توان از صفر آغاز كرد.
**اگر باور كنيم كه غير ممكني وجود ندارد ميتوانيم تمام مانع ها رو از ميان برداريم.
**هميشه دشوار ترين قدم همان قدم اول است.
**عشق و علاقه به هدف پادزهريست براي ترس و اضطراب.
**اين صبر و بردباري و ادامه هدف است كه برگ توت به پيراهن ابريشم تبديل مي شود.
(صبرو ظفر هر دو دوستان قديمند ==در اثر صبر نوبت ظفر آيد)
===============================================================
جوان چيني از مادرش پرسيد:مادرم من ديگر نمي توانم بجنگم.مادر:چرا پسرم !گفت چون
شمشيرم كوتاه است.مادر گفت :حال ميتواني يك قدم به جلوتر بروي *هم با شهامت تر مي شوي و هم دشمنت را شكست خواهي داد.
=====================================================================
**يادتان باشد يك انسان مبارز كسيست كه ميگويد آنقدر شكست مي خورم تا راه شكست دادن را بياموزم.
همانند آبراهام لينكلن
+++++++++++
فرمول شكست را به تو مي آموزم تا خود فرمول پيروزي را بيابي(ادب از كي آموختي از بي ادبان)



| *| نوشته شده در چهارشنبه 31 مرداد1386 و ساعت 5:28 توسط Yazdan |

ره چنان رو که رهروان رفتند...

-شرافتمندي به همت عاليست نه به استخوانهاي پوسيده و جيب خالي
2-لغزش آدمي در لغزش قدم اوست
3-گاهي كور بمقصد ميرسد اما بينا از منظور باز ميماند
4-با هيچكس دشمني مكن *زيرا از دشمني دانا و نادان بيرون نميباشي
5-از مكر دانا وخرد مند ناداني نادان در هراس باش
6-برادر جنگجوي تو كسي است كه راضي مي شود به نفع تو خود را به ضرر و زيان بيفكند
7-هر گاه شاخ بازي مي كني با شاخداران هم اورد باش
8-در هراس باش كه تيغ زبانت گردنت راببرد
9-گاهي سكوت بهترين جوابست
10-بسا ملامت كشيده اي كه بيگناه است
11-در بامداد از مردم شرافتمند ستايش مي شود
12-سگ در خانه براي صاحبش شير است*البته اگر از كوچكي خودش بزرگش نكرده باشد
13-ستيزه گري زياد ايجاد كينه توزي ميكند
14-گفتار زنست و پاسخ مرد
15-هر چه بكاري همان ميدروي
16-يك سگ دوره گرد اما بيدار بهتر از صد شير خفته مي ارزد
17-بيچاره است كسي كه روباهان بر او بشاشند
18-ناله زن بچه مرده همانند زن نوحه گر نميباشد
19-چيزي بجز ناخنت پشتت را نمي خاراند
20-چقدر ارزنده است عمارت هر چند كه بر سنگي باشد
21- مردم را مي پوشاند اما خودش شلوار بپا ندارد(خفته را خفته كي كند بيدار)
22-دست تو از توست هر چند مشلول باشد
=========================
ديروز مثل بود و*امروز عمل است و*فردا اجل است و*پس فردا امل(آرزو)
-----------------------------------------------
گر امروز آتش شهوت بكشتي بيگمان رستي
وگرنه اين تف آتش ترا هيزم كند فردا
***
چو علم آموختي از حرص *آنگه ترس كاندر شب
چو دزدي با چراغ آيد گزيده تر برد كالا
***
شهادت گفتن ان باشد كه همزاول در آشامي
همه درياي هستي را بدان حرف ننگ آسا
***
عروس حضرت قرآن نقاب آنگه بر اندازد
كه دارالملك ايمانرا مجرد بيند از غوغا
***
عجب نبود كه از قرآن نصيبت نيست جز حرفي
كه از خورشيد جز گرمي نبيند چشم نابينا
---------------------------------------------------
روزها بر پنج قسمت تقسيم شده اند:بنام
روز مشهود *روز مفقود* روز مورود*روزموعود * روز ممدود
-----------------------------------------------------------------
انسانهايي كه خيال خام ميبافند همانند كرم ابريشمي است كه در نهايت خود در ميان پيله گرفتار مي شوند
---------------------------
پروين اعتصامي ميگويد:
گاويست در آسمان و نامش پروين
گاو دگري نهفته در زير زمين
چشم خردت گشاي از روي يقين
زير و زبر دو گاو مشتي خر بين
(البته انكه ميفهمد خردمند و انكه نميفهمد خرفت ميباشد)
--------------------------------------
پادشاهي به وزيرش گفت چقدر خوب مي بود هميشه من پادشاه بودم و تو هم وزير من .
وزير گفت: پس اگر اينچنين مي بود هيچگاه تو سلطان نمي شدي(نوبتت نمي شد)
------------------------------------------------------------------------------------
عادت ما نيست رنجيدن زكس=ور بيازارد نگوييمش بكس
ور بر ارد دود از بنياد ما=آه آتش باز نارد ياد ما
ورنه ما شوريدگان با يك سجود=بيخ ظالم را بر اندازيم زود
رخصت ار يابد زما باد سحر=عالمي در دم كند زير و زبر
--------------------------------------------------------------
**كسيكه طالب ارجمندي خود باشد*درهم و دينار در نزد او بي ارزش است
**هر كس در زمين هموار حركت كند از لغزشهاي ناگهاني در امان است
**كسيكه اندك احساني بتو ميكند همواره از او سپاسگذار باش
**كسيكه در كار خود دقيق باشد حتما به ارزوهايش خواهد رسيد
**غضبناكي بي اندازه جايي را براي پوزش باقي نخواهد گذاشت
*هميشه ان دانشي از فراموشي در امان است كه به اهلش آموخته باشد
**چه بسا لطفي كه همراه با خطاست *وچه بسا بخششي جنايت است
**اگر شمشير وجود نداشت ستمگري عالم را فرا مي گرفت
**هميشه دروغگو را همانند روباه و راستگو را همانند شير تجسم خواهيم كرد
**اگر انسانهاي جاهل ساكت بنشينند اختلافها بر طرف خواهند شد
**كسيكه به عيبجويي خودش توجه كند به تزكيه نفسش دست يافته است
**كسانيكه با خوشيهاي سلطان كه همانا ظلم بر مظلومان باشد-
خوش باشد عذابهاي سختي در انتظارش خواهد بود.
(پرتو خورشيد يكسان است برگيتي مباش=بهر نفع ديگري در فكر ازار كسي)
**بينوايي ادم زيرك را از اظهار و دليل باز ميدارد.
**هر نوع بيماري يك نوع زندان بدن مي باشد*پس از زنداني شدن بپرهيز.
**روزگار بهترين اندرز دهندگان است.
**كسانيكه بيحياترند در ايجاد فساد در جامعه سريعترند.
**ازاد ازمند بنده است و بنده قانع آزاد.
**فرصت دير بدست مي ايد اما زود از دست مي رود.
**مردم طعمه هاي روزگارند.



| *| نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386 و ساعت 5:27 توسط Yazdan |

اي آرزوي من با من بمان

تو آن هماي مني كز ديار دور==*پرپرزنان به كلبه من پر كشيده اي
بربامم اي پرنده عرشي خوش آمدي*در كلبه ام بمان
اي انكه همچو من*يك اشيان گرم محبت نديده اي
بامن بمان كه من*يك عمر بي اميد=همراه هر نسيم=بگلزار عشقها
در جستجوي يك گل خوشبوشتافتم*ميخواستم گلي را=كه دهد بوي آرزو! اما نيافتم
شبهاي بس دراز"‍با ديدگان مات"برمركب خيال"نشستم اميدوار
دنبال يك ستاره فضا راشكافتم"ميخواستم:ستاره اميد خويش را
اما نيافتم
بس روزهاي تلخ"غمگين و نا مراد*همراه موجهاي خروشان و بي امان
تا عمق بيكرانه دريا شتافتم"شايد بيابم آن گهري را كه خواستم!
اما نيافتم................" امروز يافتم !!!!!!
امروز يافتم = گمگشته اي كه در طلبش عمر من گذشت
اما كنون نشسته مرا روبرو" تويي!!
آنكس كه بود همراه باد سحر*منم
وان گل كه داشت بوي خوش آرزو*تويي
*******
دگرشبان تيره نپويم در آسمان*تو ان ستاره اي كه نشستي بدامنم
همراه موج*در دل دريا نميروم
تك گوهرم تويي*كه شدي زيب گردنم
اي ارزوي من
تو ان هماي بخت مني*كز ديار دور
پرپرزنان به كلبه من پر كشيده اي
بر بامم اي پرنده عرشي خوش آمدي*در كلبه ام بمان*اي آنكه همچو من
يك آشيان گرم محبت نديده اي
نوشين لبي كه جان بتنم ميدمد تويي*عمرمني كه تاب و توان داده اي بمن
با من بمان كه روشني بخت من زتوست
آري تويي كه بخت جوان داده اي بمن!!!!!!!!!!!!!!!
حال يافتم*حال يافتم:اي آرزوي من با من بمان *اي كه از ديار دور آمدي
بامن بمان*بامن بمان *بامن بمان



| *| نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386 و ساعت 6:10 توسط Yazdan |

سوگواري

مسافر دلها به سوگ نشسته اين مدت مسافر عزيزم احساسش جريحه دار شده اما چاره اي نيست چرا كه جبر زمانه است من در اينجا به مسافر شهر دلهاي خسته و شادي مهربان تسليت گفته انشا الاه كه غم اخرشان باشد و اين عزيزان اگر ما را قابل بدانند و منتي بر ما بگذارند تا در غمشان شريك شويم تا شايد اندكي از غمشان كاسته شود ......
از دوستان خواهشمندم بعد از خواندن اين مطلب فاتحه اي براي امرزش اين جوان خوانده تا در فشار و عذاب قبر تاثير گذار باشد انشا الاه كه با خوبان محشور شود


| *| نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386 و ساعت 6:18 توسط Yazdan |

براي هميشه پيشم بمان

مرو -اگر بروي دگر نخواهم ديد:
طلوع افتاب را=فروغ ماهتاب را=طليعه بهار را=صفاي سبزه زار را
مرو كه چون بروي من دگر نخواهم خواند:
ترانه اميد را=فسانه نويد را=حديث عشق و ناز را= كتاب سوز و ساز را
اگر بروي دگر نخواهم رفت:
بسوي باغ و بوستان=به قله هاي اسمان=بسوي دشت و كوهسار=به سير و گشت جويبار
مرو كه اگر بروي دگر نخواهم يافت:
نشانه اي زاشنا=زمهرباني و وفا=زجلوه سحرگهان= ز پرتو ستارگان
گر بروي دگر نخواهم گفت:
سخن زعشق و ارزو=زجام باده و سبو=زعيش و عشرت و طرب=زسال و ماه و روز و شب
مرو توراقسم به انكس كه دوست ميداري نرو:
به اشتياق يك نگاه=به اتشين شراره آه= بخنده سپيده دم=بگريه غروب غم
مرو كه بي تو در دلم شوق ميميرد و شور:
دلم فسرده ميشود=ز ديده نور ميرود= چوشمع اب مي شوم=چو گل بباد ميروم
مرو كه بي تو شبم بي ستاره مي شود:
شب مرا سيه مكن =گنه مكن گنه مكن =به چهره ام نگه مكن =نگه به اشك و آه كن
مرو ببين چگونه مي فشانم اشك نياز!
بخاطر خدا مرو =مرو اي اشنا مرو=ز كوي من سفر نكن=بسوي او گذر مكن
ببين چگونه تو را بسوي خويش ميخوانم؟
بمان به پيش من بمان=مرا بسوي خود بخوان=مرو زمن جدا مشو=جدا از آشنا مشو
مرو كه عمري چشم انتظار تو خواهم ماند
كنون كه از ره امدي=شرر به جان من زدي=شدي فروغ خانه ام=پيام اشيانه ام
مرو كه بي تو يك جسم سرد و بي جانم:
تو جان و تو روان من=حيات جاودان من=تويي ترانه گوي من=بهشت و آرزوي من
مرو كه بي تو يك شاخ بي پرو بالم!
تو . اي گريه آورم=حديث درد پرورم=غروب محنت و غمم=كوير رنج و ماتمم
دگر مخواه كه نالم ز درد تنهايي !
ببين چه بينوا شدم=اسير و مبتلا شدم=دگر زپا فتا ده ام=به سنگ " سر نهاده ام
مرو كه غير توام هيچ دستگيري نيست !
نگاه كن نگاه كن=نگه به اشنا كن=بگير دست خسته اي=غريب دلشكسته اي
مكن سياه بخت من=مكش بخاك رخت من=مكش بخاك و خون مرا=بعالم جنون مكش
بيا و ترك من مگوي=ز رفتنت سخن مگوي=مكن خراب خانه ام=مرو ز اشيانه ام
تو بغير محبت از من چه ميخواهي؟
سرود اشتي بخوان=بمان براي من بمان=پيام آخرين من!=تو عشق اخرين من
من بخاطر تو دل از ديار خود خواهم كند : بخاطر تو از آمال دست خواهم شست:بخاطر تو در آغوش مرگ خواهم رفت:و در ارزوي ديدنت خواهم گفت::::..................
مرگ اگر مرد است گو نزد من آي تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ



| *| نوشته شده در جمعه 19 مرداد1386 و ساعت 6:11 توسط Yazdan |

اي عشق بيفرجام

عمري تبه كردم به عشق و ارزويي
چون سرمه در چشمان كشيدم خاك كويي
اشفته كردم روزگار خويشتن را
در ارزوي دلبر اشفته مويي
شوريده و اشفته و ديوانه ام خواند
زين عشق بي فرجام هر كس برد بويي
اري عزيزان. دوستان . ديوانه ام من
ديوانه عشقي اميدي ارزويي
عشق اي عشق لطيفه اسماني
رنگي ندارد بي تو روي زندگاني
پند كسان نشنيدم و از خود گذشتم
خود را برقم عاقلان ديوانه كردم
شبها زبيتابي نكردم خواب تا صبح
تنها نشستم گريه مستانه كردم
چون شمع هر شب تا سحر بيدار ماندم
ياد از پريشانهالي پروانه كردم
با خاطري اشفته و حالي پريشان
هر شب خيال گيسويت را شانه كردم
عشق تو از دنيا و دينم غافلم كرد
ترك ديار مسجد و ميخانه كردم
اي كاش ميفهميدي اي جانانه من
در راه عشقت همتي جانانه كردم
اوخ عجب رسميست رسم ادميزاد
دردا كه دور افتاده را كه ميكند ياد
من مرغكي اسوده و ازاد بودم
خوشبخت بودم مست بودم شاد بودم
گه در ميان نسترن اسوده در خواب
گه بر فراز شاخه شمشاد بودم
بي عقد و بي كابين عروسان چمن را
بر رغم ميل باغبان داماد بودم
در خانه قلبم نبود از غم بنايي
كاخ طرب را پايه و بنياد بودم
اخر محبت اتشي در جانم افروخت
دردا كه تا روز قيامت بايدم سوخت
چونين اسير رنج و ازارم تو كردي
چونين پريشان وگرفتارم تو كردي
من بيخبر بودم ز درد و ناتواني
مانند چشم خويش بيمارم تو كردي
من در پناه مادرم اسوده بودم
در شهر غربت بي پرستارم تو كردي
هي؟ هي ! عزيزم يار جاني يار جاني
هرگز نديدم چون تو در شيرين زباني
درد من از دارو و از درمان گذشته
ديگر نخواهم داد ازار طبيبان
ديريست مرغ روح من پرواز كرده
بايد بشارت داد ديگر بر رقيبان
بيرون غم چون افتاب عصر پاييز
بيحاصلم مانند فرياد خطيبان
همچون قبا شد پيرهن بر پيكر من
از بس دريدم تا بدامان از گريبان
گم كرده ام احساس را اكنون ندانم
نوش نجيبان را زنيش نانجيبان
اري...........اري...................اري................
اري دلم قفلست و قفلش وا نميشه=ديگر كليدش گم شده پيدا نميشه



| *| نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386 و ساعت 6:11 توسط Yazdan |

عشق چيست؟

من در خيلي مواقع ديدم دارن عشق رو معنا ميكنن حالا هركس بنوعي حالا منم اينجوري معناش ميكنم تا ببينم نظر شما راجع به اين نظريه چيه:
عشق نيروييست طبيعي كه از وسوسه هاي آز و صورتهاي خيالي هيكل طبيعي در ادمي بوجود مي ايد و اين نيرو كه بنام عشق خوانده ميشود در وجود دلاوران ترس و در وجود ترسو دلاوري و بالاخره در هر گونه ادمي عكس انچه در طبيعت اوست ايجاد ميكند..ويا عشق الهاميست شوقي*كه خداي متعال از طرف خود در وجود جانداران اظافه ميكند تا بدينوسيله انچه بدست اوردنش براي ديگران ممكن نباشد ممكن سازد و بدست اورد .......
=============================================================
البته در جاهايي هم خواندم كه:
عشق با يك لبخند اغاز ميشه و با يه بوسه اوج ميگيره و با قطره هاي اشك هم بپايان ميرسه
خوب مسلمه كه عشقي كه با يك لبخند خالي شروع بشه حتما اينجوري هم گندش در مياد
وقتي دلربايي و جذابيت و كشش نباشه كه عشق نيست وقتي كه شب راحت خوابت بگيره .و بياد معشوقت نباشي معلومه كه با چند قطره اشك ساختگي هم بپايان ميرسه..........
دانه فلفل سياه و خال مهرويان سياه====هردو جانسوزند اما اين كجا و آن كجا



| *| نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386 و ساعت 5:25 توسط Yazdan |

جسارت يا عبارت

قابل توجه عزيزاني كه در وبلاگم قدم رنجه ميكنند و با نظراتشان و انتقاداتشان راهنماييم ميكنند

اگر من بعد از خواندن مطالب زيباي شما نظريه ها را خذف يا پاك ميكنم دال بر بي ادبي نيست بلكه هدفم اين است كه وقتي سروران براي باز كردن پنجره بخش نظرات اقدام ميكنند سريعتر لود شود تا وقت گرانبهايشان گرفنه نشود
همين . بس......
با كمال تشكر يزدان قاسمي


| *| نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386 و ساعت 4:42 توسط Yazdan |

مباركباد

تبريك مخصوص به تك مسافر قلبم يار تنهاييم و همستاره دنيا و اخرتم==وهمچنين به كسي كه با غم و درد فراوان شادي را بجان خريد يكي دم و ديگري باز دم نفسهايم شدند ودر سختترين شرايط غمخوارم بودند گرچه نميتوانم اما باشد تا روزي را كه شايد بتوانم گوشه اي از محبتهايتان را جبران نمايم
با تشكر يزدان قاسمي


| *| نوشته شده در شنبه 6 مرداد1386 و ساعت 3:26 توسط Yazdan |