اطلاعات عمـــــومي

سلام" چند روزی مسافرتم نفس راحت بکشید تو سال جدید

 

*************************************** 

سلام" فکر نکنم نیازی بگفتن چیزی باشه"

(شادی جان مرسی جدیدا نورشون بهتر شد همینو گذاشتم. مرسی)

این گلها همونی هستش که پایین یدونه شو دیدین(درختش خیلی ساقه نازکی داره)

شَـــلـــمـــچــِــه

یکی از بچه های نیشابور تو سنگر باهاش کار کردیم همینجا هم با سواد شد " طفلک

 

راست نفر اول و من که وسطم بقیه شهید شدند 

 

منطقه جُفیر همونجایی که مجروح شدم 

 

این باغ اذری ملاسانی رفته بودیم هندونه خوری اخه کسی نبود همشون فرار کرده بودن خب 

 

سوسنگرد هنوز دست چپم سالم بود یادش بخیر..

 

زمستون 60 حمله بُستان اینام اسرای عراقی 

******************************

بپرهیزید از سبزه های خوشگل کنار خاکروبه" نگذارید فنجانها کنترل شما رو در دست بگیرن " از

درونشان قهوه ات را نوش جان کن و ازش لذت ببر....... 

یه گروهی از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند گفتگویشان خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش و تورم و نداری در زندگی تبدیل شد" استاد که گوشش بدهکار گفتگوی انها بود  از اشپزخونه بازگشت و به انها قهوه در انواع متفاوت فنجانها تعارف کرد" در میانشان فنجانهای شیشه ای" کریستال" فنجانهای درخشان" تعدادی فنجان گران قیمت در کنار تعدادی فنجانهای معمولی و ارزان که در سینی قرار داشت روی میز جلوی دوستان قرار داد" وقتی همه انها فنجانهای قهوه را در دست داشتند" استاد گفت: اگر توجه داشته باشید تمام فنجانهای زیبا و خوش فرم و گران قیمت برداشته شدند در حالیکه فنجانهای معمولی در میان سینی جا ماندند" هر کدام از شما بهترین فنجان را خواستید که همان" ریشه و استرس و تنش شماست"در صورتی که انچه واقعا شما میخواستید  قهوه بود نه فنجان" اما با این وجود باز هم شما فنجان را انتخاب کردید" اگر زندگی شما  قهوه باشد" بدانید مشاغل و  پول و ثروت و مکنت و دارایی و مقام فنجان ها هستند" تردید نکنید  فنجانها فقط برای نگهداری و استفاده قهوه کار برد دارد نه فخر فروشی" پس نگذارید فنجانها در زندگی کنترل شماها رو در دست بگیرن" قهوه داغت را  نوش جان کن و ازش لذت ببر...

 اگر کسانیکه گرفتار فخر فروشی هستند و تشریفات و تجملات باهاشون کاری کرده که لذت زندگی ازشون گرفته شد" زیاد سعی نکنید بهش هشدار بدید چون در نهایت گفتارتان در انها تاثیری نخواهد گذاشت که هیچ" شما رو  هم  اُمُــّـل و غیر اجتماعی قلمداد خواهند کرد.. اخه میگفتند یروزی گرگی استخوانی در گلوش گیر میکنه از همه کس کمک میطلبه که اونو نجاتش بدن"  کسی به دادش نمیرسه در نهایت میرسه به لک لکی بهش میگه اگه بتونی استخونی که  تو گلوم گیر کرده درش بیاری انعام بزرگی نصیبت خواهد شد" لک لک نیز با ذوق و شوع با منقار بلند خودش نهایت تلاش رو میکنه و بالاخره استخون رو از گلوش در میاره" گرگ بدون اینکه تشکری بکنه میگه لک لک منتظر چی هستی؟ گفت انعام"... گفت چه انعامی والاتر از این  زمانیکه سرت در میان دهانم بود تو را نخوردم فورا دور شو تا عصبانی نشدم...این یعنی:

گرمی عشق " تو از مردم دلسرد مجوی

طلــب همّت عالی مکن از طینــت پست

 

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

سلام"


این روزها گفتگو در تانگو و لاین و های و وایبر و واتس آپ داغه" یادمه یه روزهایی تازه چتروم اومده بود اونم چتروم های عمومی چقدر کش و قوس پشتش بود و چه جدالهایی در پی داشت اما هممون دیدیم در قالب خودش جای گرفت" چتروم(اتاقهای گفتگو) کارش اینه :که یکنوع اتاق نوشتاری همچنین رد و بدل کردن فایلهای علمی اموزشی کارگاهی دانشجویی بهر حال جاییه که براحتی میشه تبادل نظر و گفتگو کرد"حتی بصورت زنده از کشوری تصاویر خانواده خودتون رو از کشورهای دیگه ببینید"

هنوز مردم دغدغه رفتن یا نرفتن یه تالارهای گفتگو رو داشتن که یکباره بقیه نیز فعال شدند" دقیقا مانند ویدئو یا سی دی و همچنین ماهواره"داریم میبینیم چه حکمهایی براشون صادر میکنن به همون سرعت نیز بدون درد سر تو خونه های مردم جای میگیره"ساده تر بگم" اون نرم افزارها و سخت افزارها دارن کار خودشون رو انجام میدن اونوقت ما داریم الکی تو سر همدیگه میزنیم که به نظر من بهترین کار"رّد کردن اونها نیست چون هستند وجود دارند" همانطوریکه دوستان در بحث شیرینی که ابجی روشنای ما در مورد رسیور بیان فرمودند دوستان نیز ابراز نظر داشتند و ما رو مورد لطف و محبت خودشون قرار دادند و در نتیجه بدینجا رسیدیم که قبل از داشتنش و استفاده کردن این سخت افزار باید فرهنگ اون رو دارا باشیم"

وایبر و اسکایپ و لاین و های و تانگو و واتس آپ نیز دقیقا به همانگونه هست" پس باید فرهنگ چگونه استفاده کردنش رو یاد بگیریم" من در جاییکه کار میکنم همیشه مودم وجود داره و تلفنم نیز دائما بصورت آنلاین هست" چه بسا وقتی بیرون از محل کار میریم نیز براحتی میشه از نت های ازاد سرویس گرفت و به خط دیتا وصل شد" اما بحث اصلی اینجاست" ایا تابحال شده ماهایی که دم از فرهنگ دیرین و کهن میزنیم وقتی به دوستی میرسیم مشغول صحبت با دیگران هست فورا بپریم وسط حرفشون ؟ فکر نکنم اینگونه باشیم" هر کسی دارای شغلیست متناوب و متغیر با همدیگه" وقتی عصر میشه از کار برمیگرده براحتی میره خونه ابی به سر و صورتش میزنه چای مینوشه فیلمی میبینه نهایتا مطالعه ای میکنه و بعدشم به استراحت میپردازه" اما فراموش نکنید اگه شما تو رختخوابتون راحت دراز کشیدید فکر کنید طرف مقابلتون یا خود من مثل شما هستم وقتی هم پیام میدید جوابی دریافت نمیکنید دلگیر بشید" خیر"اگه شخص خودم درگیر این مسئله نبودم شاید این مطلب رو نمینوشتم چه بسا دوستان نیز در جریان هستند مدتیست که تصمیم گرفتم راجع به همین موضوع چیزی رو یاد اوری کنم.

" من شخصا بطور خلاصه وار یک روز روال زندگی خودم رو براتون عرض میکنم" قول بدید وقتی خوندید نگید چقدر پوست کلفتی" خیر اینجوری بار اومدم"کار قانونی و دائمی من لیدر ایرانگردی و جهانگردیه" اما همینکه از اینکار فارغ میشم" کارهای تعمیرات الکترونیک و نصب انواع ابزار الکترونیک و..... ( هر ابزاری که اسمشو دلتون خواست بیارید آزادید) همینطور اجرای موسیقی در فواصل هفته گهگاهی ماهیانه بسته به مناسباتش داره"که اونم باعث میشه از چند روز قبل واسه تمرین درگیر بشیم" یاد اوری کنم کارهای تعمیرانی خونه خودم رو نیز خودم انجام میدم" از بنّایی و سنگ کاری و کاشی کاری وخیاطی و گاهی اشپزی" باور بفرمائید راستشو میگم" خب تا اینجا رو شنیدید؟ فکرشو بکنید وقتی میرسم خونه چکارهایی رو مشغول میشم"کارتعمیراتی(اپدیت و نرم افزاری نیز) و نصب" یه کار دائمیه" اینم عرض کنم وقتی میرسم خونه تلفنم رو سایلنت هستش" چون دلم نمیخواد صدای تلفنم دیگرانو ازار بده" گهگاهی فرصت میکنم میرم تلفنمو چک میکنم اگه پیامی از وایبر و واتس اپ نیز داشته باشم جواب میدم به احترام اینترنت پرسرعتمون دو دقیقه هم صبر میکنم جوابی دریافت نشد فورا تلفنو سر جاش میذارم بکارهام میرسم.

"حالا اینم عرض کنم چون تو منطقه شمال داریم زندگی میکنیم اکثر شمالیها حرفم رو بهتر متوجه میشن اکثر شبها یا مهمونیم یا مهمون داریم که شکر خدا دوّمی بیشتر نصیبم میشه"اگه کسی منو نشناسه یا مثل ما نباشه باور کردنش یخورده سخته براشون" خب حالا فرض بگیرید مشغول یه کار تعمیراتی هستم"هوویه روشن به برق زده دارم یه آی سی رو عوض میکنم" یه پیامی از وایبر دریافت میشه میرم میبینم جواب مینویسم اگه دریافت شد و جواب داد شاید کمی به گفتگو بشینیم دلیلم نداره همشون اشنا باشن چون راجع به انواع کارها دائما مراجعه کننده دارم" این دیگه واسه خانواده منم عادی شده" تمام دلیل گفتن این مطالبم اینه که: اگه دوستانی پیام میدن منتظر جواب شنیدن هستند دنبال دلیل خاصی نباشن" که چرا جوابمو ندادی؟ چیزی شده که دلگیری؟ مگه میشه ادم همیشه کار داشته باشه؟ و مخصوصا اینکه بدونم یکی میخواد کنکاش کنه که ایا واقعا انلاینم منتظر بشینه جواب بدم و اگه جواب نشنفه بخواد ماخذه ام کنه" باور کنید در این یک مورد هیچ جوابی نمیدم میذارم بحساب شناختی که ازم دارند" چون زمانی حق تقدم با دوستان هستش که از قبل قول بدم فلان ساعت در خدمتم وگرنه چه انتظاری؟؟

من شخصا یک پیام اس ام اس هم بخوام به دوستانم بدم پیشاپیش هزار فکر و خیال میاد سراغم" نکنه خواب باشه نکنه مهمون داره" نکنه خونوادش طوری دیگه برداشت کنه و هزار.......فکر و خیال دیگه" اینو راجع به کسانی میگم که منو نمیشناسن" وگرنه همانطوریکه قبلا نیز عرض کرده بودم روز اول اشنایی شماره خودم رو وقتی بهشون دادم با تک تک افراد اون خونه اشنا میشم پس جای هیچ شک و شبحه ای باقی نمیمونه" با این حال بازم خیلی از مسائل رو پیش خودم حساب میکنم دلم نمیخواد باعث رنجش خاطر کسی بشم" مطلبم تمام" نتیجه میگیریم دوستان نهایت تلاششون رو بکنن لااقل فرهنگ وقت شناسی و انتظار بیجا رو از بین ببریم" که هر انچه باقی میمونه لطف و کرم و بزرگی و مهر و محبت باشه.. باز اگه دوستان مطالب و نظرهای بهتری دارن راجع بهشون بحث میکنیم تا نتیجه بهتری بگیریم"..بابای

 

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

 

یک آزمایش ساده:

همین الان هرجا که نشستین پای راسستتون رو از زمین بلند کنین و در جهت عقربه های ساعت بچرخونین!

حالا با دست راستتون تو هوا حرف "ع" رو بنویسین!

دیدین؟!جهت حرکت پاتون عوض شد؟!

میدونید چرا؟

چرا؟ چون وقتی می خواهید حرف "ع" رو بنویسین, ذهن شما در جهت خلاف عقربه های ساعت حرکت می

کنه! به همین دلیل پاتون ناخوداگاه جهتشو عوض می کنه تا با ذهنتون هماهنگ عمل کنه!!

اینو گفتم که یادتون باشه وقتی دارین منفی فکر می کنین, بدونین که ناخوداگاهتون بر علیه شما می شه و شروع می کنه به رفتار منفی حتی اگه شما نخواسته باشین!!!

: اندیشه هایتان را روی فرکانس شادی تنظیم کنید تا بهشت را در روی زمین تجربه کنید!

" مارسي شيموف "

ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎشید ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍهید ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ببینید . . .

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍهید،

ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯید . . . 

ﺍﮔﺮﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍهید، ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﺎشید . . .

ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍهید،

ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭید . . .

ﺩﻧﯿﺎﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ " ﭘﮋﻭﺍﮎ " ﻧﯿﺴﺖ . . .

 

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

 بابا یکی تکلیفمون رو با این اقا مهدی ها معلوم کنه" یه دوستی دارم اهل کشکو هستش زن داره منم چون چندین بار خونشون چای خوردم همشم میگم به همسرتون سلام برسونید(همونی که مدتی پیش پاش پیچ خورده بود).اینبار هم اومده وبم منم ازش تشکر کردم تازه میگه منکه همسر ندارمیعنی تا الان اشتباه میگرفتم؟ اخه اون اقا مهدی هم میاد باید اینبار بگید کدوم مهدی جان هستید..

 

 

صدای رویش گل به گوش می‌رسد و نوای دلنشین پرندگان همه جا را فراگرفته است.

 

طبیعت قدم بهار را بر چشم نهاده و همة زیورهایش را به کار گرفته است

 

تا جمال خویش بنماید.

 

سختی و سردی یخ‌هایی که کوهها را در زمستان به انجماد زندانی کرده بودند اینک

 

در برابر صدای ریزش چشمه‌سارها و رودها بی‌معنی شده‌اند........ 

 

میلاد بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) بر همگی مبارک...

 

 

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

سلام دوستان گلم"

امروز میخوام واسه سال جدید که آغاز کردیم یه گفتگوی کوچولو داشته

باشیم با هم" اره امکان هم داره بعضیا بعد از خوندن این مطالب بگن ای

بابا دلت خوشه اره بخدا باور کن دلم خیلی خوشه.............

 


ادامه ی مطلب:
نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

نگاه کـــــــن کــــــــــــه غـــــــــــــــــــم درون دیـــــــــــــــــــــده ام
چگـــــــــــونـــــــــــــه قطــــــــره قطـــــــره آب می شـــــود
چگونـــــــــــــه سایـــــــــــــــه سیاه و سرکشــــــــم
اسیر دســـــــــــــــــت آفتـــــاب می شــــــــــود
نگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاه کــــــــــــــــن
تمام هستی ام خراب مــــــــی شود
شراره ای مرا به کــــام می کشد
مرا بــه اوج می بـــــــرد
مرا به دام می کشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پـر از شهـاب می شـود
تو آمدی ز دورهـا و دورهـــــا
ز سرزمیــــــــن عطـرهــا و نورهــــا
نشـــــانـــــــــده ای مــــــرا به زورقــــــی
ز عــــــاجهـــــا، ز ابـــــرهـــا، بلــــــــــورهــــــــــــا
مــــــــرا ببــــــر امیــــــــد دلنـــــــــــــــــواز مـــــــــــــــــن
ببــــر به ســـــرزمیــــــــن شعــــــــرها و شــــــورهــــــــــــــــا
بـــــــه راه پــــــــــر ستـــــــــــاره می کشــــــانــــــــــــــــــــــــــــی ام
فــــــــراتـــــــر از ستــــــــــــــــــاره مـــــــــــــــــی نشـــــــــــانــــــــــــــــــی ام

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود، پدر لینکلن کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر و یا تمیز می کرد. آبراهام پس از سالها تلاش و شکست،در سال 1861 به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.

اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت: نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند.چرا که او از یک خانواده فقیر و فاقد سطح اجتماعی بالا بود.

زمانی که لینکلن برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت قبل از آنکه لب باز کند و سخنی بگوید یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد:

آبراهام!حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!!!

مسلما هر فردی در جایگاه لینکلن قرار داشت با این نماینده گستاخ که او را اینگونه مورد خطاب قرار داده برخورد می کرد! اما آبراهام لینکلن این چنین نکرد. او لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد : من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت.

چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی! من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم.

آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم.با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام. پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود...!

و اما از كارهاي او:

یکی از اقدامات مهم و تاثیر گذار لینکلن خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری در ایالات متحده امریکا بود.

و جمله معروف: عیار واقعی ثروت ما این است که اگر پولمان را گم کنیم، چقدر می ارزیم.؟

واقعا اگر یه جایی باشیم که نه از مال ثروتمون خبری باشه نه از زیبایی و پست و مقامون چقدر می ارزیم؟؟؟

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

4 اشتباهی که همه روزتان را خراب می‌کنند

اغلب افراد پس از بیدار شدن از خواب ناخواسته اشتباهاتی را مرتکب می‌شوند که تمام روز آنها را خراب می‌کنند. این اشتباهات موجب می‌شوند که حال فرد در طول روز تحت تاثیر قرار گرفته و معمولا این افراد روز خوبی را سپری نمی‌کنند. به گزارش سایت «تودی» با آگاهی از این اشتباهات و در نتیجه جبران آنها می‌توانید روز خوبی را برای خودتان رقم بزنید:

1. خودداری از قرار گرفتن در معرض نور خورشید

وقتی از خواب بیدار می‌شوید و در معرض نور آفتاب قرار نمی‌گیرید یک روز کسل‌کننده را پیش رو خواهید داشت. یک بررسی انجام شده در دانشگاه فینبورگ آمریکا نشان داد که در واقع از دست دادن نور خورشید در هنگام صبح شاخص‌ توده بدنی را بالا می‌برد. در واقع افرادی که بعد از ظهر در مقابل تابش نور خورشید قرار می‌گیرند شاخص توده بدنی آنها نسبت به کسانی که صبح در معرض این نور قرار می‌گیرند افزایش می‌یابد و در نتیجه بیشتر با چاقی و عوارض ناشی از آن دست به گریبان هستند. در واقع قرار گرفتن 20 تا 30 دقیقه در معرض نور خورشید در هنگام صبح به افزایش سطح انرژی و تنظیم فعالیت بدن، افزایش اشتها و نیز تنظیم سوخت و ساز بدن کمک می‌کند.

2. ننوشیدن آب

اگر در هنگام صبح آب ننوشید در باقی روز با کمبود اکسیژن در بدن روبرو خواهید بود و کمبود اکسیژن شما را در حالت بدی قرار داده و شما احساس خستگی مفرط می‌کنید. در واقع نوشیدن مایعات در هنگام صبح نه تنها شما را شادتر و پرانرژی تر می‌کند بلکه سرعت و توانایی شما را در کار افزایش می‌دهد.

 

3. شروع کردن صبح با معده خالی

بر اساس تحقیقات اخیر در انگلیس، در صورتی که فرد بدون خوردن صبحانه روز خود را آغاز کند در تمام آن روز تندخو و عصبی خواهد بود. در واقع یافته‌های این تحقیق نشان داد کسانی که صبحانه می‌خورند کارهای روزانه خود را با انگیزه و حس و حال بهتری انجام می‌دادند. همچنین خوردن وعده‌های سالم غذایی در هنگام صبح انرژی لازم را برای عملکرد بهتر در تمام روز به مغز شما می‌دهد. بنابراین توصیه می‌شود که برای صبحانه از ترکیبی از مواد حاوی پروتئین و کربوهیدرات استفاده کنید. بر اساس تحقیقات انجام شده در دانشگاه تگزاس، کسانی که در هر سه وعده غذایی 30 گرم پروتئین را به بدنشان می‌رسانند، جذب پروتئین در عضلات آنها 25 درصد بیشتر از کسانی است که تنها در وعده شام پروتئین می‌خورند در حالی که این ماده غذایی برای حفظ سلامت بدن ضروری است.

4. رفت و آمدهای روزانه

مسیر خانه تا محل کار عامل مهمی در پر انرژی بودن یک روز کاری است. قرار گرفتن در ترافیک‌های طولانی نه تنها موجب عصبی شدن فرد در آن روز می‌شود بلکه تاثیرات سوء بلندمدتی نیز دارد.

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

دوستان گلم" امروز شنیدم مادر محترم و زحمتکش یکی از دوستانمون(یخ داغ) برحمت خدا پیوست"

از تک تک دوستانی که اینجا سر میزنن خواهش میکنم برای شادی روح این بزرگوار یه فاتحه قرائت کنن..

===========================================

زيارة فاطمة الزهراء عليها السلام :

 

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ نَبِىِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ حَبيبِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَليلِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ صَفىِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَمينِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَفْضَلِ اَنْبِياءِ اللهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِكَتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِّيَةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا سِيِّدَةَ نِساءِ الْعالَمينَ مِنَ الاَْوَّلينَ وَالاْخِرينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللهِ وَخَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الصِّدّيقَةُ الشَّهيدَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ ، اَلسـَّلامُ عـَلَيْكِ اَيَّتـُهَا الْفاضِلـَةُ الزَّكِيـَّةُ ، اَلسـَّلامُ عـَلَيْكِ اَيَّتـُهَا الْحَوْراءُ الاِْنْسِيَّة 

 

مادر سلام ، آمده ام "عید دیدنی"

فصل بهار با تو شد ای یاس ، دیدنی 

 

عیدی بده ! یتیم و فقیر و اسیر را 

نان نه ! نمک نه ! خاطره هایی شنیدنی 

 

تو آن زلال زمزم عشقی که تا ابد 

هستی برای حضرت دریا چشیدنی

 

با محسن و حسین و حسن با دو دخترت

هجده بهار زندگی ات شد رسیدنی 

 

مادر اجازه هست کمی درد دل کنم 

ای گل شنیده ام که مهیای چیدنی !

 

بانوی آب از پدر خاک,رو مگیر 

ای نوجوان که رو به زوال و خمیدنی 

 

زخم شکسته ی تو اگر درد می کند 

دردش زیاد می شود از هر وزیدنی

 

باور نمی کنم ولی انگار می روی   

این لحظه ها که عاشق روز پریدنی 

 

 قدر تو را مدینه ندانست و می روى  

با آنکه تو بهانه ی هر آفریدنی 

 

یک صبح روز عید کنار مزار تو ...

مادر سلام آمده ام «عید دیدنی»

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

 

 گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم

گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم

 

گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى

دائم اسیر گشتم در بند بیخیالى

 

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى

گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری!

 

گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟

گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى

 

گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز

گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز

 

گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده

گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده

 

گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟

گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون

 

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟

گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش

 

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره

گفتا: شده پرستار یا منشى اداره

 

گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل

گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

 

گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها

گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا

 

گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى

گفتا: پژو ، دوو، بنز ،کمری نوک مدادى

 

گفتم که: قاصدت کو؟ آن باد صبح شرقى

گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى

 

گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره

گفتا:بجاى هدهد دیش است و ماهواره!

 

سلام تعطیلات خوش بگذره!

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|