اطلاعات عمـــــومي


اگه استاد دانشگاه باشی چرت و پرت هم سر هم کنی به به و چه چه دیگران سقف آسمون رو سوراخ میکنه" اما کافیه یه هندونه فروشی مثل من یه حرفی بدون کپی پیست کردن بزنه حتی از استاد دانشگاه والاتر"اونوقت بیا و جبهه گرفتنشون رو ببین..الحق که هرگز به کعبه نخواهید رسید.(علت: خود فریفتگی و غرور که از نادانی سرچشمه میگیرد)
ما نسبت به کسانی که دوستشان داریم حساسیم بهمین دلیل وقتی احساس مسولیت میکنیم کافیست ان شخص مثل خود ما نباشد" بهمین دلیل به مرور زمان یکی بودن کمرنگ میشود.
 و تمام دلنگرانیهای ما برایش" ور  زدن" معنا میشود و به هر دلیلی که شد با هزار بهانه دنبال راهی برای دور زدنت میگردد.

فراموش نکنید اگر قرار بر این شد به کسی عشق بورزید قبل از هر چیزی ببینید ایا ان شخص عشق را چگونه معنا میکند"ایا درس عشق ورزیدن را خوانده؟ایا عشق را مکمل زندگی شاد میداند یا برگرفته از دریچه نیاز یا تفریح است"حتما خوب بشناسید" وگرنه به چاهی خواهید افتاد که بیرون امدنش بزودی ممکن نخواهد بود.قبل از هر چیزی مهمترین شرط عشق"اینست که خود بزرگ بینی رو از خودمون دور کنیم و خود فریفتگی راسرکوب سازیم و بر او فائق آییم"خود فریفتگی چیزی بجز این نیست که"با خواندن چند کتاب حس کنیم علامه دهر شدیم"و خارج از دیدگاه ما هر چیزی گفته شود مردود شناخته خواهد شد"(غرور و خود رای بودن و همچی رو میدونیم دوران کودکی" بهمراه غصه بدوش کشیدن" عشق نیست نیازه کمبوده)

یکی از دلایلی که دو کلاس درس خوانده ها منطق دیگران را نمیپذیرند ترسو بودنشان است همینطور استقلال را بخوبی درک نکرده باشند"یک عمر به سفر نمیروند که مبادا دزد بخانه ما هجوم بیاورد"پیغمبر(ص) با اون عظمتش هر بار تاکید میکند که هجرت کنید"این هجرت بدان معنا نیست که:بصورت خانه بدوشی از این خانه به ان خانه کوچ کنید خیر" بلکه افکارتان را در یک نقطه سکون نسازید"بقول امروزیها آبدیت کنید"بهمین دلیل در جا زدن اکثر خانواده ها سبب شده به محضی که کلمه (عشق) را شنیدند افکارشان به هر سمتی کشیده میشود مگر به سمت یکرنگی و صداقت و متعهد بودن"اما وقتی خودشان بخواهند یکدلی و همدلی و کشش و دلربایی و جذبه را معنا کنند لقمه را از پشت سرشون میچرخانند و به دهانشان وارد میکنند و در نهایت عشق خدایی را بکار میبرند همانند قندی که قبل از دهان وارد چای میکنند تا حلال شود"تنها چیزی که عاید این افراد میشود دور شدن از واقع بینی خواهد بود"(توجیه کردن خودشان)و این دور شدن از واقع بینی در فرهنگهای مختلف متناوب است اما در فرهنگ ما ایرانیها جای مقدسی را بخود اختصاص داده"
یکی از نمونه های بارز عدم واقع بینی ما اینست: در عرض یک روز ملتی یا خانواده ای یا گروهی را با قاطعیت تمام فاسد و پلید قلمداد میکنیم"دقیقا در همان زمان فکر میکنیم که خود ما یا فرهنگ ما یا خانواده ما مطهرترین مظهر خیر و شرف و فهم و کمال است"و این یعنی خود فریفتگی(از خود راضی بودن) که در اوج قرار گرفته باشد"جالبه که با همین افکار خیلی راحت به زندگیمون ادامه میدیم"و اما راه نجات از این معقوله:  تنها یک چیز باعث از بین رفتن خود فریفتگی در انسان میشه اونم چیزی نیست مگر:خِرَد و دانش"بشرطیکه بعنوان طلبه دنباله رو دانش و خردمندی باشیم "اما وقتی به مرور عادت میکنیم رفتن بدنبال خِرد ورزی" انهم نه با عجله بلکه توام با هنر یعنی گام بگام" همانند گام موسیقی که ریتم داره و گوشه داره" و مایه داره و ردیف"ایا فکر کردید چرا هر کسی به راحتی نمیتونه ساز بزنه؟ چون شکیبائی بهمراه رعایت ریتم میخواد که اکثرا بخاطر عجول بودن " نمیتونن به اتمام برسونن و نیمه کاره رها میکنن"وگرنه خود فریفتگی را محکوم و خود را بدرجه فروتنی میرسانند" حال کسانیکه فروتن هستند هرگز زحماتشون رو به چاپلوسی و هرزه گردی و بیکار بودن وحرف گردی و هر روز به سلیقه روز دنبال دیگری راه افتادن..و...و.. نمیفروشند"و هرگز انتظار نداشته باشید اینگونه افراد براحتی از مرز منطق خودشون خارج بشن و تسلیم منطق دیگری شوند مگر تسلیم فروتنی والاتر از خودشون"بهر حال..نتیجه میگیریم که (عشق) برای اینگونه افراد نه به منزله حاکمیت بر فرد هستش یا پدیده استثنائی و فردی" بلکه بعنوان یک پدیده اجتماعی که برگرفته از درک واقعیِ طبیعت سرچشمه میگیره هستش"
همه ما خوب میدونیم که عشق بطور حکمی شکل نمیگیره که مثلا کسی به ما حکم کنه حتما باید  همشهریت رو دوست بداری"خیر تنها شرط تکامل انسانی همان عشق ورزیدن و همبستگی با دیگران هستش"مگه میشه انسان به تنهایی و بدون عشق ورزیدن به همنوع یا طبیعت خلق شده بزندگیش ادامه بده"تنهایی" خود یک فلسفه خود بزرگ بینی یا خود کوچک بینی است"یا بقدری خودش رو بزرگ میبینه که دیگران در حدش نیستند و یا خودش رو بقدری حقیر میبینه که توان مصالحه با دیگران رو نداره"اکثر کسانیکه عادت کردند زندگیشون رو به تنهایی سر کنن همین دو گونه افکار دامنگیرشان بوده"در نهایت وقتی خودشان رو دور از اجتماع میبینند فرضیه: نیست و نبود و گرانی و..و..و بهانه میکنند تا قبل از دیگران خودشان را توجیه کنند وگرنه این دیدگاه در همه یکسان صدق میکنه و دارن زندگیشون رو میکنن" پس باید گفت یا دیگران نمیفهمند تنها تو میفهمی  یا همه میفهمیم فقط تو گرفتار فلسفه تنهایی شدی"این گونه افراد در وهله اول باید خودش را بشناسد وفقط از راه عشق ورزیدن میتواند وارد شود و به فلسفه تنهایی خود خاتمه دهد و هنگامیگه با عشق و اعتماد کامل به این مرز رسید بحتم عشقشان حقیقی و واقعیست" انجاست که فرضیه خود و دیگران توجیه کردن باطل میشود چون تازه پا به زندگی پاک و سالم رو بتکامل نهاده"نه فقط فرد تنها" بلکه همه ما اگه بخوایم با خودمون و اجتماعمون در صلح و صفا باشیم راهی بجز عشق ورزیدن بهم نداریم"حتی با دنیای خارج نیز تنها از دریچه عشق ورزی میتوانیم تنهاییمون رو به اتحاد و هماهنگی تبدیل کنیم"هستند کسانیکه با هم"اما بدون هم دارن زندگی میکنند"با هم یعنی در کنار هم" بدون هم یعنی بدون عشق"شک نکنید اسم این گذران زندگی نیست بلکه فقط زنده بودنه"..تنها راه نجات این افراد"کینه ورزی و قصاص و انتقام  نیست بلکه باید نسبت بهمدیگه باز شناسی کنند"بحتم در تخیلاتشان تصویری تابدار از همدیگه نقش بسته که این تصویر را یا خود شخص نادانسته یا اطرافیانش  دانسته نقاشی کردند" اگر واقعا یکی از ان دو نفر به انسان بودنش واقفه باید پیشقدم بشه و با سخن گفتن مکرر با منطق خود او مسیر نور و عشق"و راه جدید زندگی رو در برابرش باز کنه نباید تردید داشته باشه که باز خوشی بزندگیشان برخواهد گشت" بشرط صبوری و تسلیم منطق بودن"وگرنه ناچارید برای نجات خودتون متوسل بکسانی بشید که هرگز بخوبی همسرتون اونو نمیشناسید مگر با وعده های شیرین اما کاذب بهمراه چشم داشت.."نباید از یاد ببریم" اگر در مسیر زندگیتون در تله ای گرفتار امدید شاید رهگذری بتونه بشما کمک کنه اما هرگز از صیادان مدد نجوئید چرا که شما را بشرط وارد چاه شدن از چاله در خواهند اورد حتی امتحان کردنش نیز خطرناکه".....اگر طلاق گرفته اید هر روز خودتان را سرزنش نکنید بلکه شادتر از قبل باشید و روزهای برزخ گذشته بحتم کمکتان خواهد کرد..هرگز برای ادامه دادن یک زندگی شیرین دیر نیست..اگر قبلا بی تجربه بودید بحتم اینبار با تجارب شیرینی زندگی رو اغاز خواهید کرد...
 
اگر بدنبال هوسهای زودگذر نیستید عشق واقعی را بدرستی بشناسید و به او فخر بورزید دنبال عیبگوئی و عیبجوئی نباشید"چرا که عشق حقیقی دیر بدست می اید اما حفظ و نگهداریش سخت است او را به تمسخر نگیرید.خارهای شاخه گل سرخ را بهانه نسازید انها نگاهبان گلها هستند.لبخند به ان خارها یعنی بیمه شدن همان گلهای زیبا.....
اگر از همسرتان رنجیدید تنها کسیکه مشکلتان را برطرف میکند همان همسرتان خواهد بود نه اجنبی...فراموش نکنید:همسری که 24 امضاء در قبال محافظت از شما داده شانه خالی میکند چه انتظاری از کسیکه بدون امضاء قول میدهد دارید؟

در اخر: هنر را در زندگیتان پذیرا باشید که حّلال خیلی از مشکلات خواهد بود.. گفتن از ما بود..

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 
کارخانه اصلی بدن ما:
بزرگترین و پیچیده ترین ارگان بدن کبد است. کبد بزرگترین غده بدن نیز محسوب می گردد. کبد در قسمـت راسـت شکم و زیر قفسه سینه درست زیر دیافراگم قرار دارد.

 کبد مخروطی شکل بوده و سطحی صاف، نرم و لاستیک مانند دارد. رنگ آن قهـوه ای متـمـایل بـه قـرمز تـیـره است از دو بخش بنام لوب بزرگ و کوچک تشکیل یافته است. وزن آن از ۱.۲ تا ۲.۵ کیلوگرم متغیر بوده و با ابعاد ۲۰ سانـتـی مـتـر طـول در ۱۷ سانتی متر عرض و ضخامت ۱۲ سانتی متر است. قسمت اعظم کبد از سلول هایی موسوم به هپاتوسیت ها تشکیل یافته است. کارکردها و وظایف متعدد کبد آن را به یک عضو بسیار حیاتی و مهم تبدیل ساخته است.
● وظایف کبد را میتوان اینچنین برشمرد:
۱) کبد مسئول بیش از ۵۰۰ کارد کرد حیاتی در بدن است.
۲) بیش از یک لیتر خون در هر دقیقه از طریق کبد فیلتر میشود.
۳) تفکیک مواد مغذی از مواد زاید. سم زدایی، تجزیه مواد شیمیایی و یا تبدیل مواد شیمایی سمی و غیر قابل دفع به مواد غیر سمی و قابل دفع. (متابولیزه کرده و غیر فعال کردن سموم)
۴) یک کبد سالم قادر است ۱۰۰ درصد باکتریها و سموم را پیش از آنکه به جریان عمومی خون بدن راه یابند، از بدن دفع کند.
۵) در حفظ تعادل و تنظیم هورمونهای بدن نقش دارد.
۶) در ذخیره سازی و متابولیسم چربیها، کربوهیدراتها و پروتئینها نقش دارد.
۷) محل ذخیره گلوکز (قند) خون است. کبد گلوکز را تبدیل به گلیکوژن کرده و در خود ذخیره میکند. در صورت نیاز مجددا گلیکوژن را تبدیل به گلوکز کرده و به جریان خون وارد میسازد.
۸) محل ذخیره چربیها، ویتامینها (به ویژه ویتامینهای A,D,E,K,B۱۲)، املاح معدنی (آهن، فولات، مس) و سایر مواد مغذی.
۹) کبد یک کارخانه بیوشیمایی است:
▪ سنتز آلبومین: پروتئینی که تبادل آب میان خون و بافتهای بدن را تنظیم میکند.
▪ سنتز کلسترول: کبد تمام کلسترول مورد نیاز بدن را میسازد.
▪ سنتز فاکتورهای انعقاد خون.
▪ ساخت گلوگز از برخی آمینو اسیدهای خاص، گلیسرول و لاکتات.
▪ سنتز گلوبین: بخشی از هموگلوبین خون.
▪ سنتز فاکتورهای ایمنی سیستم ایمنی بدن.
▪ سنتز فسفولیپیدها و لیپوپروتئینها-سنتز تریگلیسیریدها از اسیدهای چرب و گلیسرول.
۱۰) کـبد صفرا را ترشح میکند. صفرا مایعی زرد متمایل به سـبـز اسـت. صفرا وظیفه کمک به گوارش و جذب چربیها و دفـع مــواد زاید را بر عهده دارد. ترکیبات عمده صفرا شامل کلـسترول، فسـفولیپـیـدها، بـیـلی روبـیـن و املاح صفراوی اسـت. صـفـرا از طـریـق مجاری متعدد صفراوی کبد ابتدا در کیسه صفرا ذخیره شده و پس از مصرف مواد غذایی حاوی چــربی به روده کوچک تخلیه میگردد. کیسه صفرا یک ارگان گلابی شکل بوده که به کبد متصل است.
۱۱) زدودن بیلی روبین از خون. طحال مسئول انهدام گلبولهای قرمز فرسوده و پیر است. از انهدام هموگلبوبین گلبولهای قرمز ماده ای زرد رنگ بنام بیلی روبین پدید می آید. اما این بیلی روبین نا محلول در آب در کبد به بیلی روبین قابل دفع تبدیل میگردد.
۱۲) دفع آمونیاک. آمونیاک حاصل از تجزیه پروتئینها یک ماده سمی خطرناک است که کبد با تبدیل آمونیاک به اوره این ماده سمی را از طریق ادرار از بدن دفع میکند.
۱۳) کبد تصفیه خانه و پالایشگاه بدن است. هر چیزی که مامیخوریم، میاشامیم، تنفس میکنیم و یا با پوستمان تماس می یابد سرانجام به کبد مان میرسد. کبد وظیفه تصفیه آلایندهای هوا، آفت کشها، دود سیگار، مواد شیمایی، الکل، مواد مخدرو تمام داروهای مصرفی ما را بعهده دارد. اگر کبد وجود نداشت داروها برای همیشه در بدنمان باقی میماندند و الکل هیچگاه از بدن دفع نمیگردید.
۱۴) در ۳ ماه نخست بارداری تولید گلبولهای قرمز در جنین منحصرا توسط کبد صورت میگیرد. از هفته ۲۴ بارداری به بعد مغز استخوان این وظیفه را بعهده میگیرد.
▪ بد کارکردن، سوء تغذیه و استرس بیش از حد به کبد ریشه اکثر بیماریهاست.
▪ تمام خون برگشتی از دستگاه گوارش که حاوی مواد غذایی است ابتدا به کبد میرود. بنابراین تمام غذایی که ما میخوریم توسط کبد پردازش میشود.
  یک مطلب جالب درباره کبد:کبد از مقاومت، قدرت بازسازی و ترمیم خارق العاده ای برخوردار است. هرگاه کبد ۸۰ تا ۹۰ درصد سلولهایش را نیز از دست بدهد باز هم قادر است به وظایفش عمل کند. همچنین کبد قادر است خودش را بطور کامل احیاء و باز سازی کند. حتی اگر بخش عمده کبد با عمل جراحی برداشته شود، کبد پس از چند هفته قادر است کاملا خودش را بازسازی کند. از این رو در پیوند کبد تنها لوب بزرگتر کبد فرد سالم به بدن فرد دریافت کننده پیوند زده میشود که پس از چند هفته هم اهدا کننده و هم دریافت کننده کبدشان بازسازی میگردد. اما کبد فنا ناپذیر هم نیست. سمومی مانند الکل، برخی داروها و ویروسهایی همچون هپاتیت B و C میتوانند آسیب دائمی به کبد وارد سازند.
  بیماریهای شایع کبد:۱) هپاتیت:
هپاتیت به التهاب کبد اطلاق میگردد. عامل این التهاب میتواند ویروسی، باکتریایی، برخی داروها و یا ضربه مکانیکی باشد. اما از این میان هپاتیت ویروسی از همه شایع تر و خطرناکتر است. هپاتیت A وE از طریق آب و غذا، هپاتیت B از طریق خون- مایعات بدن-رابطه جنسی محافظت نشده-سوزن و سرنگ مشترک-مادر آلوده به جنین انتقال می یابد. هپاتیت B مانند ویروس HIV انتقال می یابد اما بسیار آسانتر از آن بطوری که ویروس هپاتیت B از طریق بزاق دهان نیز به آسانی انتقال می یابد. اگر بر حسب تصادف سوزن سرنگ فرد مبتلا به ویروس HIV در پوستتان فرو رود احتمال مبتلا شدن شما به این ویروس ۱ در ۲۰۰۰ (۰.۲ درصد) میباشد اما اگر فرد مذکور مبتلا به هپاتیت B باشد احتمال مبتلا شدن شما به، ۱ در ۴ (۲۵ درصد) کاهش مییابد. هپاتیت C نیز عمدتا از طریق خون انتقال می یابد.
۲) کبد چرب:
به تجمع سلولهای چربی در کبد اطلاق میگردد. کبد چرب در افراد چاق و دیابتی بیشتر مشاهده میگردد.
۳) سرطان کبد:
در این حالت تکثیر سلولهای کبدی سریعتر از حالت معمول انجام میگیرد. هپاتیت B و C شانس ابتلا به سرطان کبد را افزایش میدهند.
۴) سیروز کبدی(تنبلی کبد):
آسیب پیشرفته به کبد سیروز کبدی نامیده میگردد. در این حالت بافت طبیعی کبد به یک بافت‌ جوشگاهی‌ تبدیل میگردد. سیروز کبدی موجب میگردد تا کبد دیگر نتواند خودش را ترمیم و بازسازی کند به همین خاطر کبد بتدریج از کار می افتد. پیوند کبد تنها راه درمان سیروز کبدی میباشد. مصرف زیاد مشروبات الکلی، هپاتیت B و C، و بیماریهای خود ایمنی از عوامل ایجاد کننده سیروز کبدی میباشند. در زیر میتوانید تصویر کبد سالم (راست) و سیروز کبدی(چپ) را مشاهده کنید.
۵) سنگ کیسه صفرا:
به وجود سنگ در کیسه صفرا اطلاق میگردد. سنگ کیسه صفرا عمدتا ازبلورهای کلسترول تشکیل یافته است اما در این سنگها املاح صفراوی و کلسیم نیز مشاهده میگردد. رژیم غذایی پر چرب و کم فیبر، اضافه وزن و چاقی و قرصهای ضد بارداری از عوامل بروز سنگ کیسه صفرا میباشد.
۶) یرقان(زردی):
به افزایش غلظت بیلی روبین خون اطلاق میگردد. یرقان موجب زرد شدن پوست، سفیدی چشمها و غشاء مخاطی دهان میشود. این رنگ زرد در موارد شدید تر به قهوه ای میگراید. انسداد مجاری صفراوی، بیماریهای خونی (مانند کم خونی)، نارسایی های کبدی، نقصهای ژنتیکی و هپاتیت ویروسی از عوامل بوجود آورنده یرقان میباشند. مصرف غذاها و مواد شیمایی حاوی مقادیر زیاد بتا کاروتن مانند هویج نیز باعث زردی پوست میشود اما سفیدی چشم در این حالت زرد نمیشود. یرقان فیزیولوژیک در نوزادان تازه متولد شده یک امر طبیعی و بی خطر میباشد. این زردی از روز دوم و پنجم تولد در نوزاد بروز کرده و حداکثر تا دو هفته باقی میماند. علت زردی فیزیولوژیک تغییرات خونی و عدم تکامل کامل کبد نوزاد می باشد. اگر زردی پس از هفته نخست تولد در نوزاد بروز کند ممکن است بعلت شیر مادر باشد که می‌بایست شیر مادر برای چند روز قطع و سپس مجددا آغاز گردد. (البته زردی نوزادان را حتما با پزشک متخصص خود در میان بگذارید) زردی نشانه بیماریست است و نه یک بیماری.
 علایم خوب کار نکردن کبد به قرار زیر میباشد:
۱) عدم تحمل غذاهای چرب و ادویه دار.
۲) افزایش وزن.
۳) سردرد تکرار شونده.
۴) سوء هاضمه.
۵) یبوست مزمن.
۶) ضایعات پوستی: اگزما، پسوریازیس و جوش دانه ها.
۷) طعم فلزی در دهان.
۸) تورم و یا درد شدید شکم.
۹) اختلالات رود ه ای، سینوسی و آلرژیک.
۱۰) سیستم ایمنی ضعیف.
۱۱) پیری زود رس.
۱۲) خستگی مزمن.
۱۳) خونریزی و یا کبود شدن سریع پوست.
۱۴) ادم(خیز) پاها. (تجمع پاها از مایعات)
۱۵) مدفوع آغشته به خون و یا قیر مانند و یا مدفوع کم رنگ.
۱۶) ادرار خیلی تیره.
۱۷) خارش طولانی مدت پوست.
۱۸) بی‌اشتهایی، تهوع و استفراغ و علائم شبیه آنفلوانزا.
  راههای محافظت از این ارگان حیاتی:
۱) از مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر اجتناب ورزید.
۲) هرگز داروها و مواد مخدر را با الکل نیامیزید. مصرف همزمان استامینوفن و الکل برای کبد بسیار سمی بوده و به آن آسیب جدی وارد میسازد.
۳) مصرف بی رویه استامینوفن و سایر مسکنهای درد مانند TYLENOL (به غیر از آسپرین) برای کبد مضر میباشد.
۴) حتما خود را در مقابل ویروس هپاتیت B واکسینه کنید.
۵) داروها نیز سم محسوب میشوند. بنابراین از مصرف خود سرانه آنها بپرهیزید. داروها را با تجویز پزشک مصرف کرده و میزان دوزمصرفی انها را افزایش ندهید.
۶) از مصرف بیش از حد ویتامین های محلول در چربی مانند A,D,E,K بپرهیزید.
۷) از مصرف غذاهای پر چرب بپرهیزید. کبد تمام کلسترول مورد نیاز بدن شما را میسازد.
۸) وزن خود را کنترل کنید. چاقی شما را مستعد بیماریهای: کبد چرب، هپاتیت و سیروز کبدی میکند.
۹) بهداشت فردی را رعایت کنید.
۱۰) از مصرف داروهای غیر ضروری اجتناب ورزید. از مصرف همزمان چند دارو با هم خودداری کنید مگر با تجویز پزشک.
۱۱) مصرف ویتامین C و چای سبز برای سلامتی کبد مفید است.
۱۲) مصرف غذاهای سرخ کرده، آماده(فست فود) و روغنهای جامد را به حداقل برسانید.
۱۳) از غذاهای پرچرب،خیلی شیرین و یا شور بپرهیزید.
۱۴) از روبوسی افراد غریبه خودداری کنید.
۱۵) بطور منظم ورزش کنید.۲ تا ۳ روز در هفته فعالیت بدنی داشته باشید.
۱۶) مصرف غذاهای پر فیبر را افزایش دهید مانند: سبزیجات، میوه ها، برنج، غلات و دانه های کامل.
۱۷) هرگز به سرنگ و سوزنهای دور انداخته شد دست نزنید.
۱۸) بخارات حاصل از رنگها، حلالها، تینرها، چسبها، اسپری های رنگ، اسپری های آفت کش و حشره کش همگی سمی هستند. بنابراین هنگام سمپاشی، استفاده از اسپری حشره کش ورنگ کردن حتما از ماسک استفاده کرده و از تهویه مناسب اتاق مطمئن گردید. همچنین برای جلوگیری از تماس یافتن این گونه مواد شیمایی با پوست حتما از دستکش، کلاه و ماسک استفاده کنید.
۱۹) از آمیزش جنسی محافظت نشده و به اشتراک گذاشتن سرنگ و سوزن اجتناب ورزید.
۲۰) هپاتیت B و Cدرمان نشده منجر به سیروز کبدی، سرطان کبد و سرانجام پیوند کبد میگردند. بنابراین چنانچه جزو آن دسته از افرادی میباشید که در معرض این بیماریها قرار دارید حتما واکسن هپاتیت B را تزریق کنید و بطور منظم هم تست هپاتیت را انجام دهید. افراد زیر بیشتر در معرض ابتلا به هپاتیت میباشند:
  افرادی که از داروهای داخل وریدی استفاده میکنند.
  معتادانی که از سوزن و سرنگ مشترک استفاده میکنند.
  زنان و مردانی که شریک جنسی متعدد دارند.
  کارکنان آمبولانسها، پرستاران، آتش نشانان، افسران پلیس و غسالها.

در اخر امیدوارم  واسه همه مفید واقع بشه"
دونستنش رو که همه میدونن منظور عملکردنش هست

حتما ادامه مطلب رو بخونید دوستان...

:ادامه مطلب:
نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

 

 

فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی 

 

 را خدمت همه عاشقان حضرتش تسلیت عرض میکنم.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ساعت توسط یزدان|


وقتی از همه جا نا امید شدی


رو به کوهی وایسا و فریاد بزن


آیا امیدی هست
؟؟؟؟؟؟؟

بحتم جواب خواهی شنید
:::::

هست.....هست.....هست

 

 

 

فرا رسیدن ایام غم و ماتمِ آقا سیدالشهدا(ع)

بر همگی تسلیت باد!

نوشته شده در ساعت توسط یزدان

 

چو ادم شدی محرم خویش باش" که محرم به یک نقطه مجرم شود

**   **   **   **

رسول اکرم(ص)

اگه ندونیم به کجا داریم میریم هرگز به هیچ کجا نخواهیم رفت.

اقا یا خانمی که دنبال زن یا مرد ایده الش میگرده" قبل از هر چیزی باید بدونه ایا خودش خصوصیات یک فرد اید و آل رو دارا هست"کافیه یه کوچولو دقت کنید اونوقت متوجه میشید که معنای همین یک جمله در خودش نهفته...


بیایم یاد بگیریم دوست داشتن رو" و در نهایت عاشق بودن رو" براش معیار و میزان قائل بشیم" وگرنه فراتر از دوست داشتن عشق و بعدش به ستایش رسیدنه"و این یعنی اون شخص رو در رده خداوند قرار دادیم که اینکار شرک و جرم هستش ایا جز اینه که خدای باریتعالی لا شریک هستش؟وقتی عادت میکنیم به جملات کذایی( من بقدری عاشقتم که سجده میکنم برتو) یا( قدر دوست داشتنم در حد پرستیدنه)ایا فکرنمیکنید هم عاشق و هم معشوق هر دو انسانند و جایز الخطا؟و ایا فکر کردید اگر روزی یکی از شما دچار اشتباه بشه اونوقت کسیکه قبله شما بوده باور شما بوده باعث میشه چنان صدمه روحی خواهید خورد که سجده کردنش پیشکش" جمله ساده دوستت دارم رو نیز نثار یکدیگر نخواهی کرد؟

خدای مهربون بر سر سفره عقد چنان موهبتی در دل  دو جوان قرار میده که روز به روز گرایش به همدیگه بیشتر میشه"عشق ورزیدن به یکدیگه بیشتر میشه" اما ایا فکر کردید پس چه چیزی باعث میشه"بمرور روزنه های امید تنگ و تنگتر میشه وابستگی به همدیگه کمتر میشه" تا جاییکه دیگه بجای نگاه کردن به همدیگه برای تفهیم کلمات از داد و فریاد استفاده میکنید"و اگر همین منوال ادامه پیدا کنه به درجاتی چون تنبیه فیزیکی و نهایتا به بن بست یعنی طلاق کشیده میشه"چرا؟شما که روز اول اینگونه نبودید کجای کار اشتباه بوده؟چه چیزی باعث اینهمه فاصله و جدایی شده؟ کافیه بهمون اندازه که گهگاهی ارزو میکنید برگردید به دوران بچگی"اینبار برگردید به روزهای اول اشناییتون"اونوقت خواهید دید موانع نامرئی از کجا شکل گرفته"

فراموش نکنید برای (شکل گرفتن یه عشق واقعی در زندگی و بحتم تو ام با هوس"نه شکل گرفتن یک هوس واقعی آنهم با جمله دروغین بنام عشق گذرا نه برای زندگی)"حتما به این دو جمله ای که عرض کردم توجه کنید...قبل از هر چیزی نهایت سعیتون رو بکنید از رویا پردازیهای بیجا دوری کنید"بیش از اندازه سختگیر نباشید"شما از کجا میدونید شاید همان فرشته نجاتی که قراره با اسب بالدار شما رو به مدینه فاضله برسونه همون همسرتون نباشه"

قابل ذکر هستش تنها کسیکه همسرتون رو فرشته نجات میسازه خود شما هستید مخصوصا مردان در دقیقه نَوَد به این باور میرسند چون همانند زنها زود باور و خوش باور نیستند" اما وقتی تصمیم گرفت گام برداره بسمت خوشبختی انهم بدون هیچ تکیه گاهی و شایدم با دست خالی"چون در این مواقع مرد فکر میکنه پر دوم پردازش همسرشه" اما همینکه  پر پروازش رو باز کرد تو هوا هزاران سیخونک به بالش بزنی بحتم هرگز به مقصد نخواهید رسید.

وقتی میگم رویا پردازیهای بیجا یعنی: فرض بگیرید از اول اشنایی با خلق و خوی همدیگه بطور تقریبی اشنا هستید" برخورد اجتماعی فرد رو میبینید و میپسندید"لبخندش رو هم شما و هم خانواده میبینن و میپسندن"حالا بعلاوه برنامه های اعتقادیش" دقیقا از همینجا تو دلتون خونه ای میسازید و فکر میکنید تمام رویاهای تحقق نیافته"همانند گاو صندوقیست که قفلش فقط بدست ان فرد باز خواهد شد.دقیقا از این به بعد هر چه نشست تان صمیمی تر میشود بیشتر بدانجا میرسید که اقای حلال مشکلات دقیقا کردار و رفتارش همانند بابای من و شماست"چه بسا دست محبت ومهربانی از طرف خانواده بیشتر بوده حالا کمتر هم شده"(اشکال کار در اینجاست که بال دیگر ان پرنده خود شما بودید که میتوانستید با درایت و منطق صحیح و انتظار بجا داشتن تان به رویاهای واقعی تان دست بیابید)

اکثرا وقتی زوج به این نقطه میرسه دو چیز عامل باز دارنده میشن:

1-  عجول بودن در اجابت خواسته های همسر..

2- دخالتهای بی مورد و بیجای اطرافیان

"که بهترین راه برای برداشتن این مانع"متهد شدن زن و شوهر هست نه جانبداری یکطرفه" اون میگه بابام میفهمه مامانت نمیفهمه" تو هم میگی اگه قراره بابات دخالت کنه پس بابای من چی؟ و همین میشه یک معضل بزرگ و در نهایت: اصلا بمن چه هر کاری دلتون میخواد بکنید...

با اینکه بارها و بارها این مطلب رو عرض کردم و بحتم تو ارشیوم موجوده" اما بازم عرض میکنم" خانمهای محترم فراموش نکنید شوهران شما در مورد تشویق شنیدن مخصوصا از شما" خیییییلی نیازمند هستند "اگه غرورتون بهتون اجازه نمیده تشویقش کنید.. منو ببخشید یاد داستانی که اتفاق افتاده افتادم بهتره همینجا عرض کنم"با یه خانمی دقیقا راجع بهمین موضوع حرف میزدم رسیدیم به اینجا که خانم محترم: شوهرتون اینو از شما میخواد که چه در خونه چه در اجتماع بهش شخصیت بدین و اونو اقا صداش بزنید" دیدم بقدری خانم مغرور هستش میگه من؟ من بهش بگم اقا؟ کار من نیست.. بهش گفتم دو راه وجود داره برای موفق شدنت اگه نشد تنها یک راه میمونه گفت چیه؟ گفتم اگه میتونی برای رسیدن به مقصود شوهرت رو اقا کن " اگه نتونستی اقاش کنی پس سعی کن خرش کن" و اگه این دوکار رو نتونستی بکنی یه طناب بنداز گردن خودت و خلاص شو از زندگی....بگذریم.


پس نتیجه میگیریم تنها راز موفقیت بین زن و شوهر اینه که فقط و فقط حامی همدیگه باشن نه قیاس کردن خانواده هم...احترامشون بجا شکی نیست اما دخالتهای بی مورد یعنی فضولی کردن.یعنی  واسه رسیدن به ارزوهاشون به تعویق انداختن"اینکار بچه بازیه احترام گذاشتن نیست"اگر کمی تحقیق کنید متوجه خواهید شد" کسانیکه بعد از ده سال صاحب خانه شدند این یعنی لایق خانه دار شدن بودند همین درگیریهای بیجا و مخصوصا رفتار بیش از اندازه عاطفی شون باعث کند شدن این روند بوده و گرنه ده سال قبل هم مصالح ارزان تر بوده و هم شما توان مند تر ایا جز این هستش؟بقدری خودتون رو درگیر بحثهای بیمورد پوچ کرده بودین یک آن متوجه شدید که ای داد زندگی مکث نمیشناسه پس باید بشتابید.و دارید میبینید که رسیدن به خانه دار شدن محال نبوده و بهش دست یافتید کمرتون رو محکم ببندید درگیر مسائل عاطفی نشید چون جلوی رشد تون رو خواهد گرفت"وظیفه قانونی هیچکدام از شماها نیست که وقتی ازدواج میکنید  حتما محکومید به پرستاری از پدر و مادرهمدیگه خیر"چرا که یکی از عوامل باز دارنده همین مسئله هستش" اما توافقی میتونید بعنوان وظایف عاطفی و اخلاقی عهده دار اینکار شوید..
 دیگر راه رسیدن به موفقیت و خوشبختی: قبل از اینکه از همسرتون انتظار داشته باشید به تنهایی اسب رو زین کنه تا شما سواره زندگی رو ادامه دهید باید خودتون سوار کاری بلد باشید" ایا هستید؟بی جهت تبعیت نکنید از زندگی خواهرتان یا دوستتان" یا ساده تر عرض کنم بزرگترین عامل بازدارنده واسه پیشرفت تان: قیاس کردن زندگیتون با زندگی دیگرانه" قیاس همسرتون با همسر دوست تونه"نه عزیز اگه قراره همسرت رو با همسر دوستت مقایسه کنی از این معقوله در گذر چرا که خیلی دیر شده"روز انتخاب باید بدرستی و دور اندیشانه تر انتخاب میکردی"حالا یا تقدیر خودت بوده(حق انتخاب نداشتی) یا تقصیر پدر و مادر" و شایدم همینکه خواستگار وارد حیاط شد فورا وضو گرفت که:وااای ببخشید نمازم داره قضا میشه..راه میان بُر برای رسیدن به موقعیت دوست همسرت" دست در دست همسرت محکم و استوار و بدور از هر گونه غرور و خواسته های غیر معقول" اونوقت خواهی دید چه راحت دعاتون مستجاب میشه"فقط یادتون باشه امروزه به هر بهانه ای پشت پا به زندگی تون بزنید دو فردای دیگه دود بچشم خودتون خواهد رفت نه بچشم دیگران این جمله حتما یادتون باشه... بابای

باور کنید کسیکه زیر سایه دیگری راه میره خودش هرگز سایه ای نخواهد داشت

محبت اتشیست که عاشقان رو میسوزونه"پس"از عشق سوزنده تر محبت است

نیازی نیست برید ادامه مطلب


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

متاسفانه در دورانی که تحصیل می کنیم ،فقط بر اساس هوش ریاضی و شفاهی امتحان میشویم.اما تحقیقات سال های گذشته نشان داده است که انسان انواع هوش ها را دارد که در هر کدام از آنها
می تواند یک نابغه باشید .

ترکیب آنها شما را قادر می سازد تا کارهای فوق العاده و برجسته انجام دهید . کار اصلی شما ، تنها این است : شناسایی هوش یاهوش های غالب است . بعد باید در هر کاری که سعی می کنید انجام دهید از آن هوش حداکثر استفاده را بکنید .

هوش شفاهی

اولین هوش شما هوش شفاهی است ؛که همان توانایی برای صحبت کردن یا تسلط بر زبان است . توانایی برای درک و استفاده ی خوب از زبان ، با موفقیت در هر زمینه ای که شامل ارتباط با دیگران است ، ارتباط نزدیک دارد .

در هر جامعه ای ، بین میزان فصاحت زبان و موفقیت ارتباط نزدیکی وجود دارد . شما نیز می توانید تنها با یادگیری و به کار گرفتن کلمات بیشتر ، احتمال موفقیت و میزان پیشرفت خود را بالا ببرید .

در واقع هر کلمه ای ، ابزاری است برای بیان افکار . هر چقدر کلمات بیشتری یاد بگیرید و آنها را درک کنید ، به همان اندازه می توانید افکار و ایده های پیچیده از خود بروز دهید . هر چقدر از لغات بهتری استفاده کنید به همان اندازه دیگران به شما احترام می گذارند و به حرف های شما گوش می دهند . به همین دلیل است که مهارت های زبانی به عنوان معیار کلیدی هوش در نظر گرفته می شوند.


هوش ریاضی

دومین هوشی که از آن برای اندازه گیری IQ استفاده می شود هوش ریاضی است . یعنی توانایی برای استفاده ی ماهرانه از اعداد در جمع ، تفریق ، ضرب و تقسیم . مثلا در تجارت ، داشتن توانایی برای خواندن سریع صورت حساب های مالی و ارائه ی طرح های مالی خیلی اهمیت دارد. هر چقدر درباره ی قیمت ها ، هزینه ها و نسبت های مالی آگاهی بیشتری داشته باشید به همان اندازه می توانید تصمیم های بهتری بگیرید .

خیلی ها فکر می کنند که در مورد اعداد و ارقام هچ گونه توانایی ندارند بنابراین از هر فعالیتی که داشتن فصاحت مالی در آن مهم است اجتناب می کنند . اگر هدف شما رسیدن به موفقیت است این مسأله می تواند مخرب باشد . خوشبختانه ، می توانید با کمی مطالعه و استفاده از اعداد و ارقام ، زندگی کاری خود را صاحب صلاحیت بیشتری سازید و بالتبع خواهید توانست تصمیمات بهتری اتخاذ نمائید.


هوش فیزیکی

سومین زمینه ی نبوغ بالقوه هوش فیزیکی است . قهرمانان برجسته که توانایی بالقوه در زمان بندی و هماهنگی حرکت و استفاده از بدنشان دارند از این نوع هوش بهره مندند . امکان دارد شخصی که در مدرسه در امتحان های شفاهی و ریاضی نمره ی پائینی می آورد ، در ورزش یک قهرمان کاملا موفقی باشد ، اگر چه هرگز بر روی کارنامه اش درج نخواهد شد .

اکثر مردم با باوربه این که در ورزش یا فعالیت های فیزیکی خاصی توانایی ندارند ارزش خود را پایین می آورند . خبر خوبی که باید به شما بدهم این است که تنها با آموزش صحیح و تمرین ، می توانید در انواع ورزش ها ، مانند شنا ، اسکیت یا اسب دوانی به موفقیت های شگرفی دست یابید ؛ البته اگر علاقه و اشتیاق داشته باشید .

کسانی که از هوش درون فردی بالایی برخوردارند درون نگری خوبی هم دارند . آنها طرز فکر و نوع احساس شان را منعکس می کنند . آنها در نتیجه ی درک بهتر از خودشان ، در ارتباط با دیگران موثرتر هستند

هوش موسیقیائی

چهارمین شکل هوش شما می تواند مربوط به موسیقی باشد . ممکن است که موزارت و بتوون در ورزش یا درس ضعیف بودند ، اما می توانستند برخی از زیباترین آهنگ های کلاسیک را که در آن زمان وجود داشت تصنیف کنند . اکثر موسیقی دان های برجسته در درس ضعیف بودند اما معلوم شده که در آهنگ سازی استعداد استثنایی دارند . آنها می توانند در سطح بسیار بالایی آهنگ اجرا کنند .

البته داشتن هوش موسیقیایی ، تنها توان اجرای یک آهنگ یا توانایی در زدن یک ساز خاص نیست ، بلکه نشانگر ذهنی منظم و هوشی سازمان یافته و دقیق است .


هوش فضایی – بصری

پنجمین حوزه ی استعداد درونی شما هوش فضایی – بصری است . یعنی توانایی دیدن و ایجاد اشکال ، قالب ها و الگوها . یک معمار ، مهندس ، نقاش یا شخصی که توانایی واضح دیدن را دارد از این نوع هوش برخوردار است .

به عنوان مثال ، یک معمار باید بتواند ابتدا در ذهن و سپس بر روی کاغذ ساختمان های زیبایی ترسیم کند تا مهندس باهوش ریاضی ، بتواند آن را به نقشه ها و ابعاد دقیقی برای ساختن آن تبدیل کند . این همان هوشی است که شما قبل از این که رویاهایتان به حقیقت بپیوندند ، برای مجسم کردن و دیدن اهداف تان از طریق چشم درون خود ، از آن استفاده می کنید . البته می توانید از طریق تمرین این هوش و توانایی را در خود ایجاد کنید .


هوش میان فردی

ششمین شکل هوش ، هوش میان فردی یا هوش اجتماعی است . در واقع نوعی توانایی برای ایجاد ارتباط ، مذاکره ، تحت تأثیر قرار دادن و تحریک دیگران است . ویژگی مشخصه ی آن ، حساسیت بالا نسبت به افکار ، احساسات ، انگیزه ها و آرزوها و خواسته های دیگران است . شخصی که دارای هوش میان فردی بالایی است توانایی زیادی برای برقراری ارتباط موثر با دیگران و پیشبرد کارهایش دارد .

مدیران موفق ، رهبران گروه و حتی افسران ارتش معمولا از هوش میان فردی بسیار بالایی برخوردارند در نتیجه ، همه می خواهند در انجام کارهای گروهی با آنها همکاری کنند .
شما می توانید یک نابغه باشید

هوش درون فردی

هفتمین شکل هوش شما همان هوش درون فردی است . یعنی داشتن توانایی برای آگاهی از خودتان . یعنی اینکه کی هستید و کی نیستید . با این هوش ، دقیقا می دانید که چه می خواهید و چه نمی خواهید . شما توانایی دارید که برای خودتان اهدافی را معین کنید و برای رسیدن به آن اهداف برنامه ریزی کنید .

کسانی که از هوش درون فردی بالایی برخوردارند درون نگری خوبی هم دارند . آنها طرز فکر و نوع احساس شان را منعکس می کنند . آنها در نتیجه ی درک بهتر از خودشان ، در ارتباط با دیگران موثرتر هستند .

هر چقدر خودآگاهی شما در نتیجه ی تفکر و درون نگری بیشتر باشد ، به همان اندازه درک خودتان نیز بالاتر است . هر چقدر خودتان را بهتر درک کنید و این که چرا طرز فکر و نوع احساس تان چنین است به همان اندازه خود را بیشتر قبول خواهید کرد . هر چقدر بیشتر خودتان را به عنوان یک فرد ارزشمند قبول داشته باشید به همان اندازه بیشتر خودتان را دوست خواهید داشت و بیشتر به خودتان احترام قائل خواهید بود . و هر چقدر بیشتر خودتان را دوست داشته باشید به همان اندازه ، دیگران را بیشتر دوست خواهید داشت و آنها نیز بیشتر شما را دوست خواهند داشت . هوش درون فردی برای داشتن یک زندگی شاد و موفق مهم است و شما می توانید با تمرین آن را آماده ی بهره برداری کنید .

 

هوش اقتصادی

هشتمین شکل هوش شما در واقع همان هوش کارفرمایانه است . یعنی توانایی برای دیدن فرصت های موجود در بازار و قرار دادن منابع مختلف در کنار یکدیگر برای تولید محصولات و ارائه ی خدماتی که می توان با سود بیشتری آنها را به فروش رساند . هوش کارفرمایانه یکی از باارزش ترین و پرطرفدارترین هوش ها در دنیای کاروکاسبی است و اساس همه ی تجارت های موفق و کارهایی است که رشد سریع دارند .


هوش شهودی

نهمین شکل هوش شما هوش شهودی است . یعنی داشتن توانایی برای حس درستی و نادرستی موقعیت ، قضاوت سریع و صحیح در مورد مردم و ارائه ی ایده ها و بینش هایی جدا از منطق یا تعلیم و تربیت .

اکثر مردم قاضی های بزرگ شخصیت هستند . به نظر می رسد که آنها طول چند ثانیه ملاقات با دیگران یا حتی با شنیدن صدای آنها می توانند به موارد زیادی در مورد آنها پی ببرند .

در این مورد ، شمّ زنان قابل احترام تر از شمّ مردان است . اما وقتی از زن ها و مردها سوالات مر بوط به شم و درک مستقیم پرسیده می شود هر دو گروه به طور مساوی نمرات خوبی دریافت می کنند . پس چرا ما به شم زن ها بیشتر احترام می گذاریم ؟ به این دلیل است که زن ها بیشتر از مردها به چشم خود اعتماد دارند و به ندای درونی خود گوش می دهند .

خوشبختانه ، هوش شهودی ذاتی است . هر چقدر بیشتر به شم خود اعتماد کنید و به ندای آن گوش دهید به همان اندازه دقیق تر و قابل اعتماد تر می شود . هر چقدر بیشتر از شم خود استفاده کنید به همان اندازه پاسخ های بهتری از آن دریافت خواهید کرد . نویسنده ی معروفی گفته است « مردها و زن ها زمانی بزرگ ومشهور می شوند که به ندای درونی خود گوش دهند » .

روانشناسی به نا آبراهام مازلو تخمین زده است که تنها 2 درصد بزرگسالان همه ی کارهایی را که براساس استعداد های خاص شان برایشان امکان پذیر است انجام می دهند

هوش انتزاعی

دهمین شکل هوش شما هوش انتزاعی ، یا هوش فکری است . انیشتن چنین هوشی داشت که توانست خودش را ببیند که بر روی پرتوئی از نور سوار است و در نتیجه توانست قانون نسبیت را به شکل فرمول درآورد و انقلابی در دنیای فیزیک به وجود آورد . اغلب در زندگی ، ناگهان ایده یا تصویری به ذهنتان می رسد که چندید عامل را در کنار یکدیگر قرار می دهد و ترکیب جدیدی می سازد ؛ که ممکن است یک ایده ی جدید کاری باشد.


ترکیب همه ی هوش ها

داشتن انواع هوش ها باعث می شود تا بی نظیر باشید ترکیب همه ی هوش ها از شما یک نابغه ی با استعداد می سازد و همچنین باعث می شود تا از همه ی کسانی که تا حالا در این دنیا زیسته اند متفاوت باشید .

بهتر است در مورد خودتان این گونه فکر کنید . فرض کنید که این 10 نوع هوش مانند 10 رقم صفر تا نه هستند .

اگر برای هر کدام از انواع هوش ها از صفر تا نه نمره بدهید ، یک عدد 10 رقمی خواهید داشت که ترکیب هوش شخصی شما را نشان می دهد . این ترکیب بی نظیرهوش ها نوعی شماره تلفن هوشمند شخصی را به وجود می آورد . این شماره ی رمزی خصوصی ، باعث می شود که شما از هر شخصی که تا به حال در این دنیا زیسته متفاوت باشید . احتمال این که یک نفر دیگر هم همان فرمول عقلانی را داشته باشد ، یک در میلیون است .


استفاده از ذهن باور نکردنی

با استفاده و بهره بردای از ترکیب بی نظیر انواع هوش ها می توانید کارهایتان را در سطح فوق العاده ای انجام دهید . شما باید ابتدا انواع هوش های خود را ارزیابی کنید . و سپس در هر مورد به خودتان نمره بدهید . زمینه های خاص هوشی را که بهره ی بیشتری از آنها می برید ، یعنی بخشی که در گذشته به طور موفقیت آمیز زیاد از آن استفاده کردید شناسایی کنید . بالاخره به اطرافتان نگاه کنید و به این فکر کنید که چه نوع کاری می توانستید انجام دهید که شما را قادر می ساخت تا از ترکیب استثنایی انواع هوش ها در بالاترین سطح استفاده کنید .

مهم تر از همه ، شما باید توجه بیشتری به خود و نیروی مغزی بالقوه ی خود داشته باشید . روانشناسی به نا آبراهام مازلو تخمین زده است که تنها 2 درصد بزرگسالان همه ی کارهایی را که براساس استعداد های خاص شان برایشان امکان پذیر است انجام می دهند . بنابراین باید ایمان و اعتماد به نفس بالایی نسبت به توانایی هایتان در استفاده از نیروهای درونی برای غلبه به هر مانع و رسیدن به هر نوع هدفی که برای خود تعیین کردید ، داشته باشید .

 

ادامه مطلب رو هم ببینید!


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

سلام دوستان"

اول از همه فرا رسیدن "عید بزرگ غدیر رو خدمت همگی تبریک و تهنیت

عرض میکنم و برای همگی آرزوی بهترین ها رو دارم...

امروز دلم میخواد یه موضوع جدیدی رو به گفتگو بشینیم"در موردش حرف بزنیم یچیزی بگیم و صد چیزی بشنفیم"بحتم از همدیگه یه چیز جدید تری نیز یاد میگیریم و به تجاربمون افزوده میشه"اکثر دوستان مخصوصا در مورد وبلاگ نویسی بیشتر رخ میده اینکار" وقتی واسه موضوعی مطلبی رو کتابت میکنن" خوانندگان از خودی تا رهگذر میخونن مطلب رو"چون عمومی هست آزادن بیان بخونن و نظر بدن حتی انتقاد بجا داشته باشن"و گاهی نیز گفت و شنود ها به مرور بجاهایی میرسه که از دنیای مجازی خارج و بحریم خصوصی وارد میشیم اینکار یعنی دنیای مجازی فرضی رو دور زدیم بهمین دلیل بعضی از افراد با اعتقاد راسخ میگن"دنیای مجازی درست نیست توهین محسوب میشه باید بگیم دنیای واقعی"چراکه ادمها همه شون واقعین" نه عزیز دلم ازت خواهش میکنم تابع احساساتت نشو تند نرو گاماس گاماس"سوار کاری بلدی؟ وقتی سوار اسب میشی همینکه میبینی داره چهار نعل میره" فورا افسارش رو بسمت عقب میکشی تا سرعتش کم بشه و یورتمه راه بره" واسه دو تا کامنت ابدار رد و بدل کردن فورا دل ندین و قلوه نگیرین"رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رَوَد"رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود...

این منطقم رو معمولا اکثر کسانیکه تو دنیای مجازی چوب خوش قلبیشون رو خورده باشن باور دارن" وگرنه باید باهاشون بحث کنیم تا روزیکه بلا سرشون اومد میرسن به حرف امروزم" کسیکه تجربه کافی نداشته باشه یا کسیکه تشنه یک افرین و تحسین باشه بهترین لقمه برای سوء استفاده گران یا صیاد وبلاگهاست" بارها راجع به این موضوع مطلب نوشتم بجای اینکه درس بگیرن فورا جبهه میگیرن"انگار میخوان بمن بفهمونن فلانی داری اشتباه میکنی یا ما که ادم ساده ای نیستیم داری نصیحتمون میکنی" نه عزیز دلم تو ساده نیستی ادم فهیمی هستی قبول؟ اصلا تو ادم خیلی مهم و دانایی هستی"فرق دیدگاه من با تو در همینجاست" تو میگی مهم بودن خوبه که من هستم و اینهمه دوست دارم" اما من میگم: خوب بودن مهمه" چرا که وقتی مهم باشی به درد خودت میخوری اما وقتی خوب باشی بدرد همه خواهی خورد"

حالا ما تو زندگی واقعیمون چقدر کمبود داریم که تو دنیای مجازی وقتی یکی میاد قربون صدقمون میره" فورا قلبمون رو واسش باز میکنیم یه استکان چای قند پهلو هم کنارش میذاریم شروع میکنیم به درد و دل کردن از چی؟ از دنیای واقعی خودمون براش گفتن" خدا میدونه من وقتی قراره با کسی تو دنیای مجازی وقت بگذرونم اول کاری که میکنم شماره تلفن خودم رو بهش میدم اگه خانم باشه به محض اینکه زنگ زد فورا گوشیم رو میدم دست خانمم که باهاش حرف بزنه و بدونه که چیزی پشت پرده ندارم همینم که هستم" شاهدم کسی هستش که این واقعه براش پیش اومده"و همین انتظار رو هم از طرف مقابلم دارم"اره اینجا وقتی اون روی همدیگه رو شناختیم کم کم میتونیم به همدیگه اعتماد کنیم و راز یا مشکلات زندگی همدیگه رو باهم درمیون بذاریم.

از قدیم گفتن: دست دست رو میشوره هر دو دست صورت رو"ده چیز بهش یاد میدم و صد چیز هم ازش می اموزم"اینکار باعث میشه دل نگرانی و تردید از بین میره براحتی میتونیم یار همدیگه باشیم تکیه گاه همدیگه باشیم"تو روزهای سخت گره گشای هم بشیم" تو روزهای شیرین مثل دو روز قبل که تولد حقیر بوده خوشیها رو با هم شر  کنیم" چون وقت طلا هست وقتی نه من طرفم رو میشناسم و طرفم منو چرا باید وقتم رو هدر بدم" وگرنه یک دلیل میتونه داشته باشه"اونم اینکه در دنیای واقعی ارزوهای دست نیافتنی و رویاهای تخیلی زیاد داریم که ببار ننشسته اینجا مجبوریم در دنیای مجازی "همه اون خواسته های حقیقیمون رو تبدیل کنیم به قول و قرار مدارهای کاذبی که هرگز دست نخواهیم یافت" دل بر این پیر زن عشوه گر دهر مبند" نوعروسی است که در عقد بسی دامادست" یادتون باشه اینجا ایرانه و ما هم مسلمان" تنها چیزی که عیب و عار نمیدونیم دروغ گفتنه" وقتی شما فرزند خردسالتون رو به دست یک راننده ناشناس نمیدین که برسونتش به مهد کودک" اونوقت چطور  قلب خودتون رو براش ودیعه میذارین؟ چطور قلب پاک خودتون و خواسته های حقیقی خودتون رو با کسی که از بدو ورودش جز یک دام گستر نبوده و نیست میسپارین؟حالا نیازی نیست کسی بیاد بگه اقا ببخشید یه بلانسبت لااقل بگید" نه عزیز دلم اصلا بلانسبت نداریم یا واقعا شما رو میشناسه و یا راحت ترین کار برای شناسوندن خودتون دادن شماره تلفنتون هستش"بذار بهتون زنگ بزنن تو که داری راستش رو میگی درسته؟ چه مانعی داره اون اقا یا خانم" با اهل خانواده شما هم احوالپرسی کنن؟تلفن نداری؟ داری دروغ میگی"جرات نداری؟ پس پاهات رو باندازه گلیمت دراز کن"یا اینکه صادقانه بگو:بنده در دنیای واقعی برام شخصیت اجتماعی قائل نمیشن"(تره خرد نمیکنن) و چون کمبود رو اونجا حس میکنم وارد دنیای مجازی شدم که واسم احترام بذارن شک نکن لذت بخش تره این اعتراف"

همین دو هفته قبل بوده" طرف از تهران تهروووووووون اخه نفهمیدم این تهرانه تهرووونه طیرانه طهرانه چه حلوایی پخش میکنن که اینهمه بهش مینازن من بچه تهرونم انگار میخواد بگه ببخشید مابقی حیوانن"بهر حال"از تهران به مدت چهار سال  اونم با کسیکه خوش قلب ترین فردی هستش که میشناسم دوست شده همجنس خودشه منظورم جنس مخالفش نبوده" طی این چهار ساله همش داره میگه من تو فلان کشور دارم زندگی میکنم و این حرفها" نه اینکه ما روستاییها قلبمون پاکه معمولا همه رو مثل خودمون می دونیم" تمام رازی که باهاش در میون گذاشته رو یکباره رو کرد"که اره فلان چیزی که گفته بودی فلان طور بوده و این حرفها" حالا فرض کن منو شما از این واقعه هیچی نمیدونیم میخوایم قضاوت کنیم" طرف اومده میگه" من تو فلان مدرسه درس خوندم اما تو چی؟ تو فلان روستا" من فلان جا بچم رو دنیا اوردم اما تو چی؟ من...من...من..خب مشخصه که ارزش واقعیت همینه که داری میگی" یه افکار بچه گانه که واقعا متاسفم"حتی لحظه ای مکث برای سلام کردن به این افراد وقت تلف کردنه" من که از روز اول رو سربرگ وبلاگم نوشتم: هر چیز که در جستن آنی..آنی!!!!!


حالا این روستایی کیه؟ یکی از اعضاء خانواده خودم..پس از همین الان چاردونگ حواستون رو جمع کنید"آنرا که حساب پاک است" از محاسبه چه باک است؟ هرررر کسیکه داره حرف قلمبه سلمبه میزنه فورا بگو شماره ات رو بده میخوام هر زمانی دلم خواست با خانواده تو نیز اشنا بشم چون این چیزی که داری میگی بحتم خانواده محترمی نیز داری" یا ادم خوبیه مودبانه شماره میده" یا اینکه فرار  رو بر قرار ترجیح میده" و یا اینکه خود تو به قدری ساده لوح هستی که حرفهای امروزم رو کشک حساب نمیاری منتظر چوب خوردنت هستیم...بذار فرق بین خوب و بد مشخص بشه"

جمله آخر:من شخصا انجام میدم از شما دوست عزیز هم عاجزانه خواهش میکنم انجامش بده" هر شخصیتی بدون نام و نشان یا بدون ادرس وارد وبلاگ بشه بیدرنگ و نخوانده حذف میشه"

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

 

 

تقدیم به همه دوستان همیشه همراهم!

 

امروز صد البته که برام روز مهمیه" چرا که دوستان خوبم با کادوی زیبا و پر از مهر و عاطفه (تولدت مبارک) سال جدیدم رو رنگین کردند دست همشون رو با جون و دلم میبوسم و همشون رو قلبا دوست میدارم"
اگر گاهی به بهانه ای صاحب سخنان رو بر سر ذوق میاریم اسمش رو جسارت نذارید بلکه همه از یکدگر یاد بگیریم و از تجارب هم نهایت استفاده رو ببریم:حالا بگذریم که اغلب مردم به نیت فهمیدن مطلب" گوش نمیدهند بلکه گوش میدهند تا جوابت را بِدن:ممکن است عاشق زیبایی کسی بشوید اما در نهایت محکوم و مجبورید با سیرت او زندگی کنید نه صورتش"پس بیایم تا دیر نشده چشم بر دیدن صورت ببندیم و سیرت نگرانه عاشق بشیم" من شخصا عادت نکردم در رقابت با هیچکس باشم"در مسابقه با خودم تلاش میکنم" هیچ رغبتی ندارم به هر نحوی"شکلی"فرمی" وارد بازی بهتر بودن از کسی شوم"تنها هدفم این بود و هست که بهتر از گذشته خودم باشم تا پیشرفت کنم و این یعنی من: ازادم...گاهی اوقات میبینی در یک مجلسی کسی زیباترین کلام را بر زبان جاری میکند تا محبوب دیگران باشد اما من راهی میانبر را میشناسم که زودتر محبوب میشوید: و ان راه اینست: بجای اینکه ضعف دیگران را بدانیم و زندگیش را ویران سازیم یاد بگیریم که ادمها همیشه محتاج نصیحت نیستند که تو برایشان سنخرانی کنی" گاهی به تنها چیزی که محتاجند: دستیست که بگیرد"گوشیست که بشنود"قلبیست که او را درک کند" و مهمتر از همه سکوتیست که تو برایش فراهم سازی...از اینکه پا به این سن گذاشتم و خودم هستم خوشحالم"اره شاید کامل نباشم اما بجاش صادقم"سعی نکردم کسی باشم که نیستم تلاش نکردم که همه را تحت تاثیر قرار دهم تنها خوشحالیم اینست که خودم هستم.خوشبخت هستم.بهمین سادگی..گاهی برای چشیدن خوشبختی واقعی باید بدنبال دلتان بروید و اهمیت ندهید دیگران ممکن است چه فکری کنند"اکثر دوستان ما از داشته هاشون نمیتونن استفاده کنن چرا؟چون پا به سن گذاشتم" پیر شدم دیگه خوب نیست رفتار جوانان رو دنبال کنم"کسی نیست ازشون بپرسه: کجای تاریخ موفقیتها نوشته شده"که باید مطابق سن تان رفتار کنید؟تا وقتیکه مرا شاد میکنند و باعث دلازاری وصدمه کسی نمیشوم مطابق هر سن و سالی که دلم میخواد رفتار میکنم"سن" طرز فکر ماست" سن" عدد نیست"پس زندگی رو سخت نگیر تا بیشتز لذتها نصیبت بشه" دلتنگ کسی شدی؟ یه زنگ بزن بهش"میخوای کسی رو ببینی؟ خب دعوتش کن" سوال داری؟ بپرس.میخوای دیگران درکت کنند؟ خب توضیح بده براشون.چیزی میخوای؟ برو دنبالش.از کسی یا چیزی خوشت نمیاد؟ترکش کن یا فاصله بگیر تو گل فرو نرو و درجا نزن..از کسی یا چیزی خوشت میاد؟ خب حفظش کن..عاشق کسی هستی؟ برو صاف بهش بگو با خراب کردن عشق دیگران کسی عاشقت نمیشه ..نهایتا صاف و صادق و ساده باش زیاد زندگی رو سخت نگیر"یادت باشه که ما فقط یکبار زندگی میکنیم..فرض کنید کسی با شما مشکل داره"فراموش نکنید اون دیگه مشکل اونه" نه شما"تلاش نکن خودت رو بهش ثابت کنی" قدرت و توان و انرژی خودت رو تسلیم منفی گرایی او نکن" فکر کن مرگ زودرس اومده سراغش دیگه وجود نداره" چه بسا اون شخص نزدیکترین عضوی از خانواده تون باشه.ارزش خود شما خیلی بیشتر از اون هستش فنا نکن براش فردا که از راه برسه همون فرد اولین نفری هست که بهت سرکوفت میزنه.و در نهایت یاد بگیریم زمانیکه همه چیز داریم نحوه برخوردمون چگونه هستش؟ و هنگامیکه هیچی نداریم نحوه رفتارمون چگونه؟؟؟؟؟؟وفادار بمونید به وفادارن" عشق و شوقتون رو بدیگرون نشون بدید"بدوست و رفیق و شریکتون احترام بذارید" واسه دیگرون وقت بذارید سرسری نگذرید"و مهمتر از همه واسه دیگران طنازی نکنید چون اینروزها خریدارش کمه.. والسلام..(از همه سروران و دوستان گرامم نهایت سپاس و تشکر رو دارم که  تبریک تولد رو برام کادو اوردند بدیده منت و با جون و دلم پذیراشون هستم و برای تک تکشون ارزوی سعادت و سلامتی روزافزون ویه زندگی شاد ارزومندم قدمتون رو چشمام خیلی خیلی خوش اومدید)..شادی جان"روشنای عزیز" نوریه بزرگوار"اوای مهربون" وااای معصوم عزیزم الهی قربون مهندسم بشم شرمندم کردی با هنرنماییت. با قلبم از همتون تقدیر میکنم ومیبالم و افتخار میکنم بخودم که همچین دوستان شرافتمندی دارم خدایا شکرت

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|

 

عید قربان که پس از وقوف در عرفات و مشعر و منا فرا مى رسد

عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است

در این روز، اسماعیل وجود را،

یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا کردیم

قربانى کنیم تا سبکبال شویم.

 

عیدقربان، جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین


بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . .

نوشته شده در ساعت توسط یزدان|